تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مفتاح الطب ومنهاج الطلاب — صفحة 270

مساهمون:

ص٢٧٠
آنست كه چيزى از مكاني به مكان ديگر منتقل شود . اين حركت از مشهورترين حركات وأصل ومبدء حركت‌هاى پنج‌گانه ديگر است . الحركات 96 / 10 « 1 » حركات عبارت از دگرگونى است كه در زمان واقع مىشود وداراى هفت نوع است : حركت مكاني ، حركت افزايش ، حركت كاهش ، حركت ديگرگونى ، حركت بودى ، حركت نابودى . الحسّاسة ( القوّة . . . ) 105 / 13 از شعب قواى نقسانيّه است وادراك محسوسات بوسيلهء آن انجام مىگيرد وخود به پنج قوه تقسيم مىشود : باصره ، سامعه ، شامه ، ذائقه ، لامسه . الحصاة 128 / 8 سنگى است كه در مثانه يا كليه پيدا مىشود به جهت خلط غليظى كه در آن دو منعقد شده است . الحصف 129 / 1 زخم‌هاى كوچكى كه در تابستان از فزونى عرق در آدمي پيدا مىشود . الحمّى 131 / 15 حمّى ( تب ) « 2 » حرارتي است خارج از طبع كه از قلب منبعث مىشود ووارد
هامش
( 1 ) - حركت در مقولة اين را « نقله » وحركت در مقولة كم را « نمو ونقصان » وحركت در مقولة كيف را « استحاله » گويند . الجوامع في الفلسفة ، السماع الطبيعي ص 73 ( 2 ) - تب بپارسى مشتق بود از « تاب » و « تفسيدن » وچون تن چندان گرم گردد كز كارهاى طبيعي بماند اين را تب گويند . هدايه 644 . جالينوس گفته است كه چون هنگام تب عنصر ناري ( - آتشى ) بر آدمي غلبه مىكند ازاين‌روى دربارهء تب زدگان گويند « آتش أو را فراگرفت » وحرارت تب را « شعلهء آتش » نامند . الأسماء الطبية ص 19