الجزوى 71 / 14
موجودات بر دو قسماند : يكى شخصي وجزئي مثل افرادى كه مورد اشاره قرار مىگيرند همچون زيد وعمرو ، واين أسب ، وسياهى كه در اين زاغ است ، وفيلسوفان جزئيات أمور وافراد آنها را « اشخاص » نامند چه جوهر باشند وچه عرض . وديگرى كلّى است كه معنى عامّ آن آحاد است مثل انسان كه اعمّ از زيد وعمرو وهريك از مردم است .
الجسا 125 / 8 « 1 »
دشوار باز شدن پلكهاست هنكام بيدار شدن .
الجساوة 129 / 3
هرگاه در كبد ورمى پيدا شود وخود حل نگردد وبه انعقاد وسختى انجامد آن سختى را جساوه گويند .
الجسم 75 / 2
جسم آن چيزى است كه داراى طول وعرض وعمق است .
الجلد 112 / 10
پوست جامهء خارجي أعضاء است كه ظاهر آن را « بشره » وباطن آن را « ادمه » گويند .
الجمجمه 114 / 7
هامش
( 1 ) - جسا آنست كه باز كردن چشم پس از خواب دشوار شود وچنان گردد كه گوئى خاك يا ريگ در چشم ريختهاند . الشمسية المنصورية ص 33 . جسا خشكى است كه عارض چشم مىگردد وحركت آن را دشوار مىسازد . حاوي ج 2 ص 123