الجوهر الرّوحانّى 78 / 5
جوهر روحاني آنست كه داراى طول وعرض وعمق نيست مانند نفس كه قائم بذات است وپذيراى اضدادى مانند علم وجهل وشادى وغم است .
الجوهر الجسمانّى 78 / 1
جوهر جسماني آنست كه داراى طول وعرض وعمق باشد وجسم نيز خوانده مىشود مانند آسمان وزمين واجسامى كه ميان آنهاست زيرا همهء آنها قائم بذات وپذيراى اضدادى از قبيل نور وظلمت وحركت وسكون وسرما وگرما هستند .
الجوهريّة ( اللّفظة . . . ) 70 / 2 الذاتية ( اللفظة . . . ) .
الحدّ 84 / 8
آنست كه كثير تحت امر واحدى درآورده شود ودر آن جمع گردد مانند : « انسان زندهء گويا است » در اينجا افراد كثيرى كه نوع انسان آن را در بر مىگيرد در زير حدّ
الحدّ 70 / 15
حدّ كلامي است كه از عناصر جوهري وذاتي چيزى تركيبيافته وبه تفصيل دلالت بر ذات آن چيز مىكند مانند : « انسان زندهء گويا است » . فرق ميان « حدّ » و « اسم » اينست كه اسم فقط يك كلمه است درحالىكه حد بايد از بيش از يك كلمه تركيب يافته باشد .
حبل الذّراع 117 / 3
رگى است كه در بيرون دماغ ( مغز سر ) قرار دارد واز شعبههاى قيفال است .
الحركة المكانيّة 96 / 18
مفتاح الطب ومنهاج الطلاب — صفحة 269
مساهمون: علي بن الحسين بن هندو
ص٢٦٩