يكى از اقسام متقابلان تضادّ است مانند سياهى وسپيدى ، تندرستى وبيمارى ، دانايى وناداني .
التّفسرة 167 / 4 « 1 »
كناية از بول ( ادرار ) است . اين كلمه عربى است ومعناى حقيقي آن نگريستن به بول وگزارش چگونگى آن است .
التّوثة 128 / 17
رجوع شود به : « البواسير » .
الثّلولى 128 / 16
رجوع شود به : « البواسير » .
الجاورسيّة ( گشنيزه ) ، 130 / 13 « 2 »
بثور ( جمع بثر بيرون زدگى ) ريز را گويند مانند جاورس كه داراى لذع ( سوزش ) شديد وورم وسيلان صديد ( ريزش زرداب ) است ورنگ بثور سفيد وپيرامون آن سرخ است .
الجذام ( خوره ) 129 / 13
رجوع شود به : « داء الأسد »
الجرب 124 / 1
جرب ( گرى ) در چشم خشونت وسرخى است كه در باطن پلك چشم پيدا مىشود .
هامش
( 1 ) - ابن رضوان در كتاب التفسره خود بول را از جهت رنگ به هفت نوع تقسيم كرده است : سفيد ، كاهى ، ترنجى ، آتشى ، زعفرانى ، سرخ ، سياه . كفاية الطبيب ج 2 ص 13 .
( 2 ) - گاورسه بثرههاى خورد بود بسيار وميل بصلبي دارد از بهر آنك مادة أو بلغم بود يا سواد كه صفرا در آن باميزد . اغراض ص 551 .