صناعت را بشناسد .
وچون پزشكى با فلسفه اشتراك دارد « 1 » وحتى جزئي از آن بشمار مىآيد وصناعت منطق هم آلت براي فلسفه وبراي هر علمي ديگر است « 2 » شايسته است كه در كتابمان ألفاظ وتعبيرات منطقيان وفيلسوفان كه پزشك به آنها نيازمند است نخست بياوريم وسپس به بيان الفاظى كه اختصاص به صناعت پزشكى دارد بپردازيم .
ابن هندو پس از اين مقدّمه براي اين باب دوازده فصل به ترتيب زير مىآورد :
فصل أول در ألفاظ منطقي .
فصل دوم در ألفاظ فلسفي .
فصل سوم در الفاظى كه اختصاص به مبادى پزشكى دارد .
فصل چهارم در تشريح .
فصل پنجم در بيماريها .
فصل ششم در نبض .
فصل هفتم در آنچه كه از بدن بيرون مىآيد .
فصل هشتم در داروها وغذاها .
فصل نهم در داروهاى مفرد ومركّب .
فصل دهم در نامهاى غذاها .
فصل يازدهم در ذكر نامهاى غريب بيمارىها ووزنها وپيمانهها ومانند آن .
فصل دوازدهم در نكتهها ومطالب نادرى كه از فصلهاى گذشته ناگفته مانده است .
هامش
( 1 ) - پيشينيان مىگفتند كه فلسفه طب روح وطب فلسفه بدن است . مطالعاتى دربارهء طب اسكندرانى در دوره متأخر ، مجلهء تاريخ پزشكى سال 1935 شمارهء 3 ص 418 .
( 2 ) - از همين جهت است كه در تعريف منطق گفته شده است كه : « منطق آلتى قانوني است كه مراعاة آن ذهن را از خطاى در انديشه باز مىدارد » حاشيهء ملا عبد الله بر تهذيب المنطق ص 23 ويا يقول حاجى ملا هادي سبزوارى در آغاز اللئالي المنتظمة ( - منظومهء منطق ص 5 ) .قانون آلى يقى رعايته * عن خطاء الفكر وهذا غايته