را در امر شناخت بيمارى وكيفيّت درمان دارند . مؤلّف مىگويد كه همهء پزشكان بر اين امر اتّفاق دارند كه هدف پزشكى افادهء صحّت يعنى رساندن سلامتى به بيمار است ولى در روش بهدستآوردن چيزهايى كه مفيد صحّت هستند اختلاف دارند . برخى مىگويند آن چيزها بوسيلهء تجربه بدست مىآيد وآنان را « أصحاب تجربه » خوانند . وبرخى ديگر معتقدند كه تجربه به تنهايى در اين امر كافى نيست بلكه تجربه بايد با قياس توأم باشد واينان را « أصحاب قياس » گويند « 1 » . وگروه سومى هم هستند كه بنام « أصحاب الحيل » خوانده مىشوند زيرا آنان مىپندارند كه در خلاصه كردن طب حيله ورزيده وفضول وزوائدى كه أصحاب تجربه وأصحاب قياس خود را بدان مشغول داشتهاند از پزشكى حذف كردهاند « 2 » .
ابن هندو در توصيف ومعرّفى اين سه فرقه چنين ادامه مىدهد :
أصحاب تجربه مىگويند طب بوسيلة تجربه استخراج مىگردد ومعنى تجربه همان عملي است كه از حسّ به دست مىآيد ونيز گويند كه أصول وقوانين طبّ به چهار چيز حاصل مىگردد :
هامش
( 1 ) - أصحاب مكتب تجربهEmpiricismبنامهائى كه مشتق از رصد وتحفظ وتذكر است خوانده مىشوند وأصحاب مكتب قياسDogmatismبنامهائى كه مشتق از صريمة الرأي وقياس با آشكارا بر پنهان ( - القياس على ما خفى بما يظهر ، انا لوجسموس ،( Analogyنامبرده مىگردند . الفرق ص 15 ، التجربة الطبية ص 65 . جالينوس مىگويد كه فن پزشكى در آغاز امر بوسيلهء قياس وتجربه بأهم استخراج گرديده وهركه هر دو را بكار بندد خوب مىتواند بدرمانهاى پزشكى بپردازد . التجربة الطبية ص 2 . دو روش قياس وتجربه در ساير أموري كه در ارتباط با پزشكى وتندرستى بوده بكار مىرفته است چنانكه إسحاق بن سليمان مىگويد : « پيشينيان اجماع كردهاند بر اينكه آگاهى بر طبيعت غذاها به دو طريق ميسر است : يكى تجربه وديگرى قياس » . كتاب الأغذية ج 1 ص 15
( 2 ) - أصحاب مكتب طب حيلىMethodismخود را قاصدان طريق خوانند وآنان براي درمان توجه به عضو دردناك وعلت بيمارى وسن بيمار وفصل بيمارى ونيرو وطبيعت بيمار ندارند بلكه از خود بيمارى به درمانى كه سودمند باشد استدلال مىكنند . الفرق ص 44