خلاصهء باب پنجم
باب پنجم كه در اقسام طبّ « 1 » است نخست با مقدّمهاى آغاز مىشود كه چون غرض از طب افادهء صحّت وسلامتى است پزشك بايد از اعمال طبّى كه مستند به علوم آن است آگاه باشد زيرا اعمال طبي انجام نمىگيرد مگر اينكه پزشك بداند كه بدن انسان از چه تركيب شده وسلامتى وبيمارى آن كدام است ، وسبب سلامتى وبيمارى چيست وعلامتي كه بر سلامتى وبيمارى بدان استدلال مىشود چه چيز است ، وبراساس اين مطلب طب بر دو قسم تقسيم مىشود : نظري وعلمي .
طب نظري نيز بر دو قسم تقسيم مىگردد :
نخست علم به أمور طبيعيّة كه در بدن انسان بالطّبع وجود دارد وبدن از آنها تركيب وبدانها قوام مىيابد .
دوم علم به أسباب .
سوم علم به دلائل وعلامات « 2 » .
هامش
( 1 ) - براي آگاهى از تقسيمات علم پزشكى رجوع شود به رسالهء اجزاء الطب جالينوس وكامل الصناعهء علي بن عباس مجوسي وعشر مقالات في العين حنين بن إسحاق . علي بن ربن طبري اقسام طب نزد هنديان را از كتاب (Susruta) به هشت جزء ياد كرده است : اطفالى ، ميلى ( - چشم پزشكى ) . مبضعى ( - نيشترى ، جراحى ) ، جسمي ، ارواحى ( - روان پزشكى ) ، ترياقى ( - ترياكى ، پادزهرى ) ، باهى ( - تقويت نيروى مردى ، مشب ( - برگرداننده نيروى جوانى ) . فردوس الحكمة ص 558 وكتاب سسرد ج 1 ص 3
( 2 ) - اما أسباب ببرابر حالات بدن بود وحالات سه بود يا صحت بود اعني درستى ، يا بيمارى يا حالي كه نه درستى مطلق بود نه بيمارى . همچنين أسباب ببرابر اين حالات بود چنانكه سببي بود مر درستى را ، وسببي بود مر بيمارى را ، وسببي بود مرآن حال را كه نه درستى است ونه بيمارى .
اين حالات وأسباب معلوم نگردد مگر بعلامات . همچنين علامت ببرابر اين حالها بود كه يا علامتي بود مر تن درستى را ، يا علامتي بود مر بيمارى را ، يا علامتي بود مر آن حال را كه نه درستى است ونه بيمارى . هدايه ص 114