1 - اتّفاقى 2 - ارادى 3 - تشبيه 4 - نقل از چيزى به شبيه آن « 1 »
اتّفاقى نيز بر دو قسم است : اتّفاقى طبيعي همچون خون دماغ وعرق وقى ومانند آنكه بالطّبع عارض مىگردد وسود ويا زيانى را دربردارد . اتّفاقى عرضى آنست كه براي انسان امرى اتّفاق مىافتد كه بيرون از قصد وهمچنين طبيعت اوست وسود يا زيانى را به دنبال دارد مانند آنكه بيمار بيفتد واز أو خون جارى شود .
ارادى آن است كه امرى با اختيار مورد تجربه قرار گيرد وانگيزه چنين تجربهاى خواب ديدن يا مانند آن باشد .
تشبيه آنست كه پزشك در كار خود يكى از سه موارد ياد شده را ملاك عمل در موردى جديد قرار دهد ، مثلا هرگاه ديد بيمارى كه دچار تب خونى است با خون رفتن از بيني بصورت اتّفاق طبيعي يا اتّفاق عرضى ويا به اراده شخصي بهبود يافته أو در نظاير اين بيمارى فصد ( رگ زدن بران بيرون آمدن خون ) را تجويز مىكند .
نقل آنست كه پزشكان با بيمارىهايى روبرو مىشوند كه تاكنون نديدهاند ويا ديدهاند ولى داروى مجرّبى براي آن در نظر ندارند ، در اين گاه متوسّل به نقل مىشوند يعنى داروى تجربه شده در بيمارى خاصي را در بيمارى شبيه به آن بكار مىبرند ، ويا داروى تجربه شده در عضو خاصّى را در عضو مشابه آن استعمال مىكنند ، ويا در هنگام عدم دسترسى به دواى خاصّى از داروى مشابه آن استفاده مىكنند .
أصحاب قياس مىگويند شكى نيست كه حسّ وتجربه مبدء وريشهء علوم وصناعات هستند ولى اين دو بايد آلت وابزار فكر قرار گيرند وقوانين پزشكى وصناعات ديگر بايد با فكر وقياس كه شناخت مجهولات از معلوم است استخراج گردد يعنى با بكار بردن فكر وقياس بايد طبائع بدنها يعنى مزاجها را بشناسيم ونيروهايى را كه سبب ديگرگونى بدنها مىشود بدانيم .
هامش
( 1 ) براي تفصيل اين چهار نوع رجوع شود به كتاب الفرق صفحهء 20 - 17