أمور طبيعية عبارتند از : اسطقسّات ، مزاج ، أخلاط ، اعضا ، قوى وافعالى كه از قوى صادر مىشوند . واينها كه برشمرده شد بيكديگر پيوستگى دارند وتا پيشين دانسته نشود پسين شناخته نمىگردد ، چه آنكه سلامتى بستگى به افعالى دارد كه از قوى ونيروهاى انسان صادر مىشود ، اعمّ از افعال نفساني مانند فكر وذكر وتخيّل ويا افعال جسماني مانند غذا خوردن وهضم كردن . پس براي شناخت اين افعال شناخت قوى ونيروها لازم است ، وچون اين قوى از مزاج حادث مىشوند شناخت مزاج لازم است ، ومزاج از چيزهايى حاصل گشته كه در بدن انسان ممتزج است وآن اسطقسهاى چهارگانه يعنى آتش وهوا وآب وخاك است . وهمچنانكه مبدء أول بدن انسان اين اسطقسهاى چهارگانه است مبدء دوم آن اخلاطى است كه از اين اسطقسها بوجود مىآيد كه عبارتند از : بلغم كه مانند آب است ، وخون كه مانند هوا است ، وصفرا كه مانند آتش است ، وسودا كه مانند خاك است « 1 » وبدن از اجزاى خود كه اعضا باشد تركيب يافته پس پزشك بايد همه اينها را بداند . نياز پزشك به جزء دوم وسوم طب نظري يعنى أسباب وعلامات پيش از اين در باب تعريف طب آورده شد .
طب عملي نيز بر دو قسم تقسيم مىشود :
يكى حفظ سلامتى وديگرى جلب سلامتى .
حفظ سلامتى خود بر چند قسم است :
أول نگهدارى سلامتى موجود بر همان گونه كه هست كه اين را حفظ صحّت مطلق خوانند .
دوم جلوگيرى وبازداشتن اسبابى كه موجب بيمارى مىگردند كه آن را تقدّم در حفظ ( - پيشگيرى ) خوانند .
سوم چاره وتدبير بدنهايى كه سلامتى آنها در حدّ كمال نيست مانند تدبير مشايخ
هامش
( 1 ) در ارتباط اسطقسها با أخلاط وهمچنين طعمها به ترتيب زير : 1 - خون ، هوا ، شيرين 2 - بلغم ، آب ، شور 3 - صفرا ، آتش ، تلخ 4 - سودا ، خاك ، ترش رجوع شود به كتاب سر الخليقة وصنعة الطبيعة ص 485