مورد اعتماد نيست يعنى گاهى سالم وگاهى بيمار هستند وتندرستى آنان استمرار ندارد .
حال كسى كه با قوانين كلّى اين أمور آشنا گردد مىتواند به تدبير ودرمان بدنهاى مختلف بپردازد يعنى بوسيلهء علامات بر تندرستى وبيمارى آگاه گردد ، اگر سلامتى از بين رفته أسباب باز گرداندن را واگر موجود است أسباب نگهداشت آن را جلب كند واسبابى كه بيمارى را بوجود آورده از ريشه بر كند وچنين كسى پزشك واقعي است وآنچه ما گفتيم تعريف درست از علم پزشكى است .
خلاصهء باب چهارم
اين باب دربارهء شرافت علم پزشكى است : مؤلّف فضيلت وبرترى هر علم را بر پايهء مزيّت وبرترى موضوع وهدف آن مىداند ودر مورد پزشكى مىگويد كه موضوع آن « بدنهاى انسان » « 1 » است ، ودر فلسفه به اثبات رسيده كه انسان شريفترين موجودات زير فلك قمر است چه آنكه أو مركّب از دو جزء است : نفس وبدن ، نفس أو شريفترين نفوس وبدن أو شريفترين بدنهاست ونه تنها بدن كه موضوع پزشكى است شريف است بلكه غايت آنكه « رساندن سلامتى به بدن » باشد شريف است « 2 » .
هامش
( 1 ) - ابن جميع مىگويد : صناعت طب جامع همهگونه از شرافتها است زيرا موضوع آن بدنهاى بشرى است كه اشرف كائنات است واز ميان موجودات فقط اوست كه با نيروى « ناطقه » ممتاز گشته وبوسيلهء آن استنباط صنايع دقيقه واستخراج علوم غامضه را مىكند وبا آن بر اسرار وعجائب وبدايع عالم واقف مىگردد ، وازاينروى است كه « شريعت هاديه » صناعت طب را با علوم ديني مقارن كرده بلكه پزشكى را در ترتيب مقدم بر علم دين آورده وگفته است :
« العلم علمان علم الأبدان وعلم الأديان » . المقالة الصلاحية ج 11 . اينكه برخى از علوم اشرف از برخى ديگر هستند برحسب موضوع وپزشكى بجهت آنكه موضوعش بدنهاى مردم است اشرف علوم است به أرسطو نسبت داده شده است . فردوس الحكمة ص 4 .
( 2 ) - عبد اللطيف بغدادي در فصلى از كتاب خود كه آن را تحت عنوان « في الحث على تعلم -