تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مفتاح الطب ومنهاج الطلاب — صفحة 193

مساهمون:

ص١٩٣
بيماران بايستنى است ياد مىكند . در ششمى از دوستاران تجربت وآزمايش وجويندگان قياس يوناني به نام ياد مىكند واز نيرنگ بازان ( أصحاب الحيل ) نام مىبرد . در اينجا أو داستان خواستن پادشاه إيران بقراط را ونپذيرفتن أو از زبان استادش ابن الخمار مىآورد واز گفتهء أو چنين ياد مىكند كه پيشها فراگيرندگان هنر پزشكى شاه‌زادگان وخداپرستان نيكوكار بوده‌اند وامروزه آن به دست أوباش هرزه افتاده است . در هفتمى راههاى دريافت پزشكى را نشان مىدهد كه برخى مانند هندوان آن را گرفتهء از وحى والهام مىدانند وبرخى تجربت وآزمايش را بنياد كار مىپندارند . أو در اينجا مىگويد كه پزشكى يوناني با پزشكى هندى وإيراني آميخته شده وپزشكى إيراني با پزشكى يوناني ، چه إسكندر دفترهاى ديني إيراني را بسوخت ودفترهاى علمي آنها را به روم ( يونان ) برد تا آنها را ترجمه كنند ومردم يونان از آنها بهره‌مند شوند . در هشتمى أو دانشهايى را كه پزشك بايد بداند برمىشمرد چه وى بايد از گونه گون فلسفهء منطقي ونظري وعلمي آگاه باشد . در نهمى أو روشن مىدارد كه چه گونه مىبايد پزشكى آموخت وفهرستى مىآورد از گزيده‌هاى شانزده گانه ( الجوامع الستة عشر ) جالينوسى كه اسكندرانيها در دانشگاه يا اسكول با ترتيبي ويژه مىخوانده‌اند . آن را استادش ابن الخمار براي أو از سريانى به عربى درآورده است . أو ياد مىكند كه چرا برخى را پيش از برخى ديگر بايستى فراگرفت ومىگويد كه : هركه بخواهد از پزشكى آگاه گردد ، همين دفترها بسنده است ، واگر كسى آگاهى بيشتر وگسترده‌ترى بخواهد ، بايستى به آنها بس نكند وبه دفترهاى ديگرى بنگرد . سپس مىگويد كه : شاگرد بايد نخست منطق بخواند واخلاق فراگيرد واز دانش اخلاق وستاره‌شناسى آگاهى يابد . أو در دهمى كه دوازده فصل است بدين‌گونه سخن مىدارد : 1 - ألفاظ ومصطلحات منطقي وبنيادهاى هشتگانه يا رؤس ثمانية وچهارگونه
مفتاح الطب ومنهاج الطلاب — صفحة 193 | علي بن الحسين بن هندو / مهدى محقق