تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه ورام ( آداب و اخلاق در اسلام ) ( فارسى ) — صفحة 475

مساهمون:

ص٤٧٥
ابهام روى تمام انگشتان بچرخد ! و اگر اوّلين و آخرين جمع شوند ، تا با دقّت نظر به گونهء ديگرى - جز آن گونه كه خداوند انگشت ابهام را از چهار انگشت ديگر با فاصله و درازا ، و ترتيب قرار گرفتن - قرار دهند ، نمىتوانند ، چون با اين ترتيب است كه دست مىتواند ، باز و بسته شود و چيزى را بگيرد و بدهد ، وقتى كه انسان انگشتها را باز مىكند مانند يك طبقى آماده براى گذاشتن چيزى است ، و اگر انگشتها را جمع كند ، وسيله‌اى براى زدن است ، وقتى كه بهم مىبندد داخل آنها پر و شكننده است ، و هنگامى كه دست را باز و انگشتها را بهم متصل كند ، وسيله‌اى براى پاك كردن و زدودن است . وانگهى ، ناخنها را بر سر انگشتها آفريده است تا هم زينتى براى بند انگشتان بوده و هم پشتوانه‌اى باشد تا مبادا انگشت بريده شود ، و چيزهاى باريكى را كه نوك انگشت نمىتواند بگيرد ، با ناخن بگيرد ، و موقع لزوم بدنش را بخارد ، پس ناخنى كه پست‌ترين عضو بدن است ، اگر انسان فاقد آن بود ، و به عنوان مثال بدنش مىخاريد ، ناتوانترين موجود بود ، و هيچ كس بجاى او بدنش را نمىخاريد ، آنگاه خداوند چنين توانى به دست داده است كه جاى خاريدن را مىداند و بدان جا كشيده مىشود ، حتّى در حال خواب ، و غفلت ، بدون اينكه فكر كند و به دنبالش بگردد ! و اگر از ديگرى بخواهد اين كار را بكند او جاى خاريدن را نمىفهمد ، مگر پس از زحمت زيادى ! همهء اينها را از نطفه آفريده موقعى كه در داخل رحم و در سه موضع ( 13 ) تاريك بسر مىبرده است و اگر مانع و حجابى نبود و بدقّت مورد توجه قرار مىگرفت به خوبى ديده مىشد كه چگونه خطوط و شكل و تصوير در مراحل مختلف از نطفه تا جنين ، به وجود مىآيد بدون اينكه نقاش و صورتگر را ببينيم ! آيا نقاشى را ديده‌اى كه بدون تماس با كار خود آن را نقّاشى كند ؟ پس اين خود دليل بر قدرت و توانايى اوست كه همه چيز را بدون تماس به وجود آورده است ، زيرا آن كه قدرتش از غير است كارى را جز با تماس نمىتواند انجام دهد و يا در تماس