استخوانهاى پشت را به استخوانهاى سينه و شانه و اندام و استخوانهاى بالاى آلات تناسلى از دو طرف و استخوانهاى رانها و ساقها و انگشتان پاها ، متصل ساخته است كه ما با ذكر اعداد و ارقام سخن را به درازا نمىكشانيم . مجموع استخوانهاى بدن انسان - بجز استخوانهاى كوچكى كه در لابلاى بندها قرار گرفتهاند - دويست و چهل و هشت قطعه است ! ! حال ببين كه چگونه همهء اينها را از نطفهاى بىارزش و بىمقاومت آفريده است ، و مقصود ما از اين كه تعداد استخوانها را نام برديم آن نيست كه شمار آنها دانسته شود زيرا كه اين خود علم تخصّصى است كه پزشكان و جرّاحان آن را مىدانند بلكه هدف ما اين است كه از اينها به عظمت آفريدگار و مدبّر آنها پى ببريم كه چگونه آنها را فراهم و تنظيم كرده است ، و به اشكال و اندازههاى مختلف آن هم با اين عدد معيّن قرار داده است كه اگر يك استخوان بر اين تعداد افزوده بود ، بارى سنگين بود كه بايد قطع مىشد و اگر كمتر از اين بود انسان ناقص بود بايد جبران مىشد ، پس پزشك به آنها مىنگرد تا راه معالجه آنها را پيدا كند ، امّا اهل بينش به آنها نگاه مىكنند ، تا به عظمت آفريدگار و صورتگر آنها پى ببرند و چقدر بين اين دو نوع نگرش فاصله است ! ! آنگاه فكر كن كه خداوند متعال چگونه ابزارى را براى به حركت در آوردن استخوانها آفريده است ، يعنى عضلات كه در بدن انسان پانصد عضله آفريده و هر عضلهاى فراهم آمده از گوشت ، عصب ، تار و پوستهها ، و اين عضلات به شكلها و اندازههاى مختلف - بر حسب اختلاف مواضع و نيازها - مىباشند ، بيست و چهار عضله از مجموعه عضلات براى به حركت درآوردن حدقه و پلكهاى چشمند و اگر يكى از آنها كم شود ، كار چشم بهم مىخورد ، و همچنين هر عضوى به تعداد معيّنى عضله دارد ، و جريان كار عصبها و پيها ، تارها و شرائين و تعداد و جاى رويش هر كدام و انشعاب آنها ، شگفت آورتر از اينهاست و شرح هر يك به درازا مىكشد .
مجموعه ورام ( آداب و اخلاق در اسلام ) ( فارسى ) — صفحة 471
مساهمون: ورام بن أبي فراس المالكي الاشتري
ص٤٧١