تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه ورام ( آداب و اخلاق در اسلام ) ( فارسى ) — صفحة 434

مساهمون:

ص٤٣٤
برگشت در حالى كه پرنده روى دستش زنده بود ، سؤال كردند تو چرا مثل ديگران پرنده‌ات را سر نبريدى ؟ گفت : جايى را نيافتم كه هيچ كس مرا در آنجا نبيند ، زيرا خداوند در همه جا بر احوال من مطّلع است ، آنها با شنيدن اين سخن ، مراقبت او را تحسين كردند . آورده‌اند ، وقتى كه زليخا با يوسف خلوت كرد ، اوّل برخاست و روى بتى كه داشت پرده‌اى انداخت و روى آن را پوشاند ، يوسف ( ع ) پرسيد ، چه مىكنى ؟ آيا تو از نظارت يك جماد شرم مىكنى امّا از مراقبت خداوند بزرگ حيا نمىكنى ؟ نقل كرده‌اند ، كه جوانى به كنيزى پيشنهاد عمل شنيعى را كرد ، آن كنيز گفت : آيا شرم نمىكنى ؟ جوان گفت : از كه شرم كنم ؟ كسى جز ستارگان ما را نمىبيند ، كنيز گفت : پس آفريدگار ستارگان كجاست ؟ يكى از بزرگان گويد : مراقب كسى باش كه همواره ناظر تو است و سپاسگزار كسى باش كه نعمتهايش را از تو قطع نمىكند ، و مطيع كسى باش كه از او بىنياز نيستى ، و در برابر كسى خاضع باش كه از قلمرو قدرت و سلطنت او بيرون نيستى . گفته‌اند : دل انسان به هيچ چيز آراسته نمىشود كه بالاتر از علم بنده به آن باشد كه هر جا هست خدا ناظر بر اوست . سليمان بن على به حميد طويل گفت : مرا موعظه كن ! حميد در جواب گفت : اگر هنگامى كه معصيت خدا را در جاى خلوتى ، مرتكب مىشوى ، گمان مىكنى كه او تو را مىبيند پس بر كار مهمّى گستاخى مىكنى و اگر گمان مىبرى كه او نمىبيند پس كافرى ! ديگرى مىگويد : مراقب كسى باش كه چشم بر همزدنى بر او پوشيده نيست ، و به كسى اميدوار باش كه به وعدهء خود مىتواند وفا كند ، و از كسى بترس كه كيفر و مجازات به دست اوست .