تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه ورام ( آداب و اخلاق در اسلام ) ( فارسى ) — صفحة 396

مساهمون:

ص٣٩٦
پيامبر ( ص ) ، يك يك خويشاوندانش را فرياد زد تا آنجا كه فرمود : اى فاطمه دختر محمد ، اى صفيه دختر عبد المطلب - عمهء رسول خدا - شما دو تن نيز براى خودتان عمل كنيد ، زيرا من ، شما را از هيچ وظيفه‌اى از وظايفى كه در نزد خدا داريد ، نمىتوانم بىنياز كنم ( 5 ) ! پس هر كس با اين امور آشنا باشد مىفهمد كه چيزى جز تقوا سودى به حال او ندارد . امّا عجب به اولاد ، اموال ، خدمتگزاران ، نوكران ، فاميل ، خويشان و ياران ، چنان كه كافران مىگفتند : ما اموال و اولاد بيشترى داريم ! علاجش آن است كه در بارهء ناتوانى اين افراد و ناتوانى خود بينديشد و در اينكه همه آنها بندگانى عاجزند ، اختيار سود و زيان ، زندگى و مرگى را براى خود ندارند ، پس چگونه به وسيلهء آنها عجب و خودپسندى كند كه همهء آنها وقت مردن از او جدا مىشوند و او را با ذلّت و خوارى ، تنها در قبر مىگذارند بدون اين كه فرزند ، خانواده ، دوست ، و فاميلى همراه او باشند او را به دست ، مارها ، عقربها و كرمها مىسپارند ، و هيچ نيازى را از او رفع نمىكنند ، در صورتى كه او سخت نيازمند به آنهاست و همچنين روز قيامت آنان از او فرار مىكنند - آن روزى كه انسان از برادر ، مادر ، پدر ، همسر ، فرزند و فاميلى كه به او پناه مىدادند ، فرار مىكند - پس چه خيرى است در آن كسانى كه در بدترين حالات از تو جدا مىشوند و از تو فرار مىكنند ؟ و چگونه بدان عجب مىورزى در حالى كه نه در قبر ، و نه در قيامت و صراط هيچ چيز جز عمل خودت و لطف خدا سودى ندارد و چگونه بر كسانى كه سودى به حال تو ندارند ، اعتماد مىكنى ؟ و نعمتهاى آن كس را كه اختيار سود و زيان ، مرگ و زندگى تو را دارد ، فراموش مىكنى ؟ آيا به مال عجب مىورزى چنان كه خداوند متعال از قول صاحب آن دو باغ مىفرمايد : « . . . من از تو بيشتر مال دارم ، و از نظر كمك و نفر افزونترم ( 6 ) . » پيامبر خدا ( ص ) مرد ثروتمندى را ديد كه كنارش فقيرى نشست ، و او چهره‌اش را درهم كشيد و لباسهايش را جمع كرد ، پيامبر ( ص ) فرمود : آيا ترسيدى