عجب و خودپسندى به عقل و كياست و فهم دقايق امور كه باعث استبداد رأى و ترك مشورت شده و مردمى را كه مخالف نظر او هستند نادان بشمارد ، راه علاجش آن است كه خدا را براى نعمت صحّت عقلى كه داده است سپاس گويد ، و بينديشد كه وى با كمترين بيمارى ، مغزش صدمه مىبيند ، چگونه در عقلش بىنظمى و خلل پيدا مىشود ، به طورى كه خندهآور و مسخره مىشود ، پس اگر وى به انديشهء خود ، عجب دارد ، و سپاسگزار نيست نبايد ايمن از سلب عقل خود باشد ، او بايد عقل و دانش خود را ناچيز شمرده ، و بداند آن مقدار از علم و دانش كه به ايشان دادهاند ناچيز است و اگر دانش زيادى دارد ، پس شايسته است مقدار عقلى را كه دارد از ديگرى بداند ، نه از خود ، و نه از دشمنان و دوستانش .
براستى چرب زبانى ، چاپلوسى و ثناگويى اشخاص باعث افزايش خودپسندى مىشود ، و انسان براى خود ، جهل و نادانى تصوّر نمىكند و در نتيجه بر عجب و خودپسنديش افزوده مىشود .
امّا در مورد عجب به نسب و خويشاوندى ، خداى متعال فرموده است :
« اى مردم ما شما را از نر و مادهاى آفريديم ( 1 ) . . . » يعنى : هيچ تفاوتى در نسبتهاى شما نيست ، زيرا تمام شما به يك اصل برمىگرديد . و پس از اينكه فايدهء نسبتها را بيان كرده مىفرمايد : « گرامىترين شما نزد خدا پرهيزگارترين شماست ( 2 ) » وقتى كه از رسول خدا ( ص ) پرسيدند : چه كسى از همهء مردم گرامىتر و چه كسى هوشيارتر است ؟ فرمود : آنانى كه بيشتر به ياد مرگ بوده و آمادهترند ( 3 ) .
آن گرامى فرمود : اى تودهء قريش ! روز قيامت مردم را با اعمالشان بياورند ، و شما دنيا را به همراه خود مىآوريد در حالى كه روى گردنتان بار كردهايد ، يا محمّد يا محمّد مىگوييد ، و من مىگويم : اين چنين از شما روگردانم ( 4 ) ، و بيان فرمود كه اگر آنها به دنيا علاقمند شوند ، نسبت قريش بحالشان سودى ندارد . وقتى كه آيه مباركه :
وَ أَنْذِرْ عَشِيرَتَكَ الْأَقْرَبِينَ
نازل شد ،