گنهكار وضع آتش دوزخ را ببيند ، از ترس و وحشت مردم آنجا و زشتى چهرهشان بيهوش مىشود ، و اگر بوى گندش به مشام وى برسد از عفونت آن هلاك مىشود ، و اگر قطرهاى از نوشيدنى آنجا كه اهل جهنم مىآشامند ، به درياهاى دنيا بريزند ، از مردار هم بدبوتر مىشوند . پس كسى كه سرانجام كار و حالش اين است - مگر اينكه مورد عفو قرار گيرد ! در صورتى كه او نمىداند بخشوده خواهد شد يا نه - چگونه تكبّر مىورزد ، و چگونه خود را چيزى مىبيند تا چه رسد كه خود را برتر از ديگران بداند ! و كدام بندهاى است كه مرتكب گناهى نشده و بدان جهت مستحق كيفر نباشد ، مگر اينكه خداوند كريم ، به لطف خود ببخشايد ؟ ! آيا ديدهاى آن كسى را كه نسبت به پادشاهى ، جرمى مرتكب شده و استحقاق هزار تازيانه يافته است ، پس در زندان بازداشت شده و منتظر است تا او را بيرون ببرند و در حضور مردم مجازات كنند ، و نمىداند كه عفو مىشود ، يا نه ؟
وضع ذلّت بار او در اين زندان چگونه است ، آيا ممكن است او به ديگر زندانيان تكبّر كند ؟ و هيچ بندهء گنهكارى نيست مگر اينكه دنيا زندان اوست و استحقاق مجازات از طرف خدا را دارد ، و نمىداند كه جريان او چه مىشود ، پس اين خود در غم ، ترس ، انعطاف ، خوارى و ذلّت او بس است ، و اين است راه معالجهء علمى و بنيان كن ، اصل و ريشهء خود بينى .
امّا معالجهء عملى خودخواهى ؛ تواضع در عمل براى خدا و ديگر مردم و داشتن اخلاق متواضعان . همان طورى كه حالات صالحان را بازگو كرديم ، حتى پيامبر ( ص ) روى زمين غذا مىخورد و مىگفت : من بندهاى هستم غذا مىخورم ، همان طورى كه هر بندهاى مىخورد ( 16 ) .
به حضرت سليمان گفتند : چرا لباس خوب نمىپوشى ؟ فرمود : من بندهاى هستم ، هر وقت آزاد شدم - اشاره به آزادى آخرت مىكرد - خواهم پوشيد ! تواضع ، پس از شناخت ، جز با عمل انجام پذير نيست ، و از آنرو ، مردم
مجموعه ورام ( آداب و اخلاق در اسلام ) ( فارسى ) — صفحة 385
مساهمون: ورام بن أبي فراس المالكي الاشتري
ص٣٨٥