تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه ورام ( آداب و اخلاق در اسلام ) ( فارسى ) — صفحة 383

مساهمون:

ص٣٨٣
پس آن كه آغاز و احوالش اين است ، خودخواهى ، تكبّر ، فخرفروشى و خودپسندى از كجا ؟ ! در صورتى كه به طور مسلّم او پستترين پستها و ناتوانترين ناتوانان است ، آرى اگر او را كامل سازند و هستيش را پايدار دارند ، ممكن است كه طغيان كند و آغاز و انجام را فراموش كند ! و ليكن خداوند در وجود انسان بيماريهاى سهمگين و دردهاى مهمّ و آفات گوناگون و طبايع متضاد از قبيل صفرا ، بلغم ، باد و خون ( 12 ) را خلق كرده و بر او مسلّط گردانيده است ، كه پاره‌اى از آنها بخش ديگر را - چه بخواهد و چه نخواهد ، راضى يا ناراضى - از بين مىبرد ، با اينكه نمىخواهد ، گرسنه و تشنه مىشود ، بيمار مىشود و مىميرد ، هيچ گونه اختيارى از سود و زيان خود ندارد ، مىخواهد چيزى را به خاطر بياورد فراموش مىكند و مىخواهد چيزى را فراموش كند و از او غافل بماند ، امّا غفلت حاصل نمىشود ، و بسا كه چيزى را طالب است كه نابوديش در آن است ، و چيزى را نمىخواهد در حالى كه زندگيش در گرو آن است ، لحظه‌اى از شب و روزش در امان نيست ، كه مبادا شنوايى ، بينايى را از دست بدهد ، و اعضايش فلج شود ، عقلش را از دست بدهد و روحش از قفس تن بيرون رود ، پس چه چيز - اگر او خود را بشناسد - پستتر از اوست ؟ و اگر نادان نباشد ، كى در خور بزرگى است ؟ پس اين وضع دوران زندگى اوست كه بايد دقت كند ، و امّا پايان عمر كه شروع آن با مردن است و در آيهء مباركه :
أَماتَهُ فَأَقْبَرَهُ ثُمَّ إِذا شاءَ أَنْشَرَهُ
( 13 ) بدان اشاره شده است ، و مقصود از آيه آن است كه خداوند ، روح ، شنوايى ، بينايى ، نيرو ، آگاهى ، حسّ ، درك و حركت را از انسان مىگيرد ، دوباره به حالت جماد بر مىگردد ، همان طورى كه قبلا بوده ، جز شكل اعضا و صورت بىحس و حركت چيزى نمىماند سپس در خاك مىگذارند و مردارى گنديده مىشود ، چنان كه در آغاز نطفه‌اى بدبو بوده است ، و بعد اعضاى بدنش ، پوسيده و هر جزئى از جزء ديگر گسسته و استخوانهايش از هم بپاشد و خوراك كرمها شود ، از حدقه‌هاى چشمش آغاز كرده ، آنها را بخورند ، و گونه‌هايش را و ساير اجزايش
مجموعه ورام ( آداب و اخلاق در اسلام ) ( فارسى ) — صفحة 383 | ورام بن أبي فراس المالكي الاشتري / محمد رضا عطائى