تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه ورام ( آداب و اخلاق در اسلام ) ( فارسى ) — صفحة 358

مساهمون:

ص٣٥٨
علاوه بر تمام اين‌ها ، در نظر گرفتن علاقهء مردم انبوه گرفتارى و غم پديد مىآورد ، زيرا كه تأمين خشنودى همهء مردم هدفى است امكان ناپذير ، هر جا كه گروهى راضى باشند ، عده‌اى ناراضى خواهند بود ، خوشنودى بعضى در ناخشنودى بعضى است . و هر كس خواهان رضاى مردم به قيمت خشم خدا باشد ، خداوند بر او خشم مىگيرد و مردم را نيز از او خشمناك مىسازد وانگهى براى وى از ستايش مردم و مقدم داشتن مذمّت خدا بر ستايش مردم چه سودى عايد مىشود ، در حالى كه ستايش مردم نه روزى او را زياد مىكند و نه عمر او را طولانى و نه در روز حاجتمندى و بيچارگيش يعنى روز قيامت به درد او مىخورد . امّا طمع داشتن به مال مردم ، بايد دانست كه خدا روزى دهنده است و بخشش او بهترين بخششهاست ، و هر كس چشم طمع به مردم بدارد ، از خوارى و ذلّت بر كنار نماند ، و اگر به مقصود خود نيز برسد از منّت و حقارت به دور نخواهد بود ، پس چگونه آدم عاقل آنچه را نزد خدا است در برابر اميدى واهى و خيالى فاسد از دست مىدهد كه گاهى ممكن است برسد و يا نرسد ! و هنگامى هم كه برسد ، لذتش به رنج منّت و ذلّتش نمىارزد ، پس شايسته است كه اين مطالب ، و ضرر و زيان و سرانجام كار را با خود بسنجد ، تا ميل به مال ديگران فرو نشيند و مقدّر الهى را با جان و دل بپذيرد ، زيرا عاقل به چيزى كه پر زيان و كم فايده است ، دل نبندد و او را همين قدر بس كه اگر مردم از هدف رياكارانه و اظهار خلوص او آگاه شوند ، ناراحت مىشوند ، و ديرى نخواهد پاييد كه خداوند پرده از راز او بردارد ، و بر مردم رياكارى او را باز شناساند و آنها را از او خشمگين سازد ، و خود نيز بر او خشم گيرد ، در صورتى كه اگر براى خدا اخلاص داشت ، خداوند براى مردم ، خلوص او را فاش ساخته و محبوب خلق مىساخت ، و مردم را مسخّر او كرده زبانشان را به ستايش او مىگشود ، با اين كه نه در ستايش آنها كمالى و نه در نكوهش ايشان نقصانى است ، همان طورى كه شاعر بنى تميم مىگويد : براستى كه ستايش من آرايشى ، و نكوهش از من ننگ است .