تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه ورام ( آداب و اخلاق در اسلام ) ( فارسى ) — صفحة 352

مساهمون:

ص٣٥٢
گويا چون بر او ثابت شده است كه عملش در پيشگاه خدا مورد قبول افتاده ، خوشحال است . 2 - استدلال كند بر اينكه چون خداوند خوبى او را فاش ، و زشتيش را در دنيا پنهان داشته است ، پس در آخرت نيز چنين خواهد كرد . زيرا پيامبر خدا ( ص ) فرموده است : خداوند عيب بنده‌اى را در دنيا نمىپوشاند ، مگر اين كه در آخرت نيز مىپوشاند . پس در صورت اوّل خوشحاليش به خاطر قبولى طاعت و در صورت دوّم به خاطر پوشش معصيت است ( 13 ) . 3 - افراد با خبر از طاعت وى او را مىستايند ، اما به خاطر اين كه مردم طاعت او را مىستايند و چون خدا را اطاعت كرده است او را دوست دارند ، و دلهاى ايشان به طاعت مايل شده ، خشنود است ، زيرا بعضى از اهل ايمان وقتى كه اهل طاعت و عبادت را مىبينند به دليل حسد ، او را مورد خشم قرار داده ، نكوهش و مسخره مىكنند و به رياكارى نسبت مىدهند و ستايش در برابر عملش نمىكنند ، پس اين نوع خوشحالى خوب است ، و نشانيش اخلاص در خوشحالى است . امّا خوشحالى مذموم آن است كه براى مقامى كه پيش مردم پيدا كرده تا از او تعريف كنند و به او احترام گزارند و حاجت او را برآورند ، و در رفت و آمدش با احترام به او برخورد كنند ، خوشحال است ، اين خوشحالى نكوهيده است ، زيرا اصل ريا عبارت است از دنياپرستى و فراموش كردن آخرت ، و كم انديشيدن در بارهء آنچه نزد خداست و كم تأمل كردن در بارهء آفتهاى زندگى دنيوى و عظمت نعمتهاى آخرت ، و ريشهء همهء اينها علاقهء به دنيا و غلبهء شهوتهاست كه خود بالاترين خطاها و سرچشمهء تمام گناهان است ، زيرا اگر عبادت فقط براى خدا و بر كنار از هر گونه شائبه و ريا باشد جز اجر خدا و مزد اخروى منظور نظر نخواهد بود . و ريا كارى ضدّ همهء اينهاست ، چون انسان به جاه‌طلبى و كسب منزلت در دلهاى مردم و برخوردارى از نعمتهاى دنيا تمايل دارد ، و اين است آنچه دل را تيره مىكند و ميان دل و انديشيدن در بارهء عاقبت كار و استفاده از نور علم الهى ، فاصله