تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه ورام ( آداب و اخلاق در اسلام ) ( فارسى ) — صفحة 351

مساهمون:

ص٣٥١
نمىبرند ، زيرا مىدانند كه باديه‌نشينان طلاى مغشوش و پست را قبول نمىكنند و در باديه نياز بيشترى دارد ، نه وطن است كه از كسى خواهش كند و نه دوستى هست كه به او متوسّل شود ! پس جز طلاى خالص چيزى به درد نمىخورد ، همچنين خداوندى كه بر اين دلها گواه است ، روز قيامت از باطنها آگاه است ، چشم بر هم زدنى از او پوشيده نيست ، هيچ چيزى را پذيرا نيست مگر اينكه از هر شائبه‌اى خالص باشد . و آنگاه كه انسانى فرق مىگذارد بين عملى كه بنده‌اى از آن آگاه شود ، و يا بشنود ، پس نوعى از ريا در آن عمل وجود دارد . و اگر با اخلاص باشد و تنها به دانستن خداوند اكتفا كند عمل خود را از افرادى كه مىخواهند از آن آگاه شوند ، پنهان مىدارد ، و باور دارد كه دادن روزى او ، و اجر زياد ، يا كاهش در عقاب ، به دست آنها نيست . در اين صورت او نبايد از آگاهى مردم نسبت به اعمال و طاعاتش دلخوش باشد . اگر كسى بگويد : ما كسى را نمىبينيم كه از اطلاع ديگران نسبت به طاعتش خوشحال نشود ، مىگوئيم ، همهء خوشحالىها مذمّت نشده‌اند ، بلكه خوشحالى به دو بخش ستوده و نكوهيده تقسيم مىشود ، امّا شادى ممدوح سه قسم است : 1 - قصد انسان پنهان داشتن عبادت و اخلاص براى خدا بوده است ، امّا وقتى كه مردم از آن با خبر مىشوند ، مىداند كه خداوند آنها را آگاه ساخته و صفات خوب او را آشكار كرده است اين را دليل بر كار خوب و نظر لطف خدا نسبت به خود مىداند كه او عبادت و بندگيش و همچنين گناه و معصيتش را پنهان مىدارد خداوند هم معصيت او را پنهان مىسازد ، امّا طاعت او را بر ملا مىكند . و هيچ لطفى از اين بالاتر نيست كه زشتى را بپوشاند و خوبى را آشكار كند . پس خوشحاليش به دليل لطف خدا بر اوست نه به خاطر ستايش مردم ، و محبوبيّت در دلهاى مردم . خداوند متعال فرموده است : « اى پيامبر به مردم بگو كه شما بايد منحصرا به فضل و رحمت خدا خوشنود شويد ( به نزول قرآن مسرور باشيد ( 12 ) » پس
مجموعه ورام ( آداب و اخلاق در اسلام ) ( فارسى ) — صفحة 351 | ورام بن أبي فراس المالكي الاشتري / محمد رضا عطائى