يك ديگر را بشارت مىدادند ، و مىگفتند : اكنون ما به وعدهء خود با خدا وفا كرديم اين چنين حال و وصف پيشينيان ، و اوصاف ايشان پيش از اينها بود ، تو را به خدا آيا تو نيز چنينى ؟ و احوال تو را نيز اى فريب دنيا خورده ، خواهيم گفت : آرى تو هنگام بىنيازى ، سركش ، و در ناخوشى و سختى ، حيران ، و در وقت خوشى ، شادمانى ، از شكرگزارى ولى نعمت ، غافل و بهنگام تنگدستى نااميد ، و در وقت گرفتارى ، خشمگينى ، تنگدستى را دوست ندارى ، و از بىچيزى ناراحتى ، در صورتى كه همان مايهء افتخار پيامبران است و تو از آنچه باعث فخر آنها است برحذرى ، مال را از ترس فقر ، جمع مىكنى و آن را اندوخته مىسازى ، همهء اينها دليل بدگمانى به خدا و باور نداشتن تو بر اين كه او ضامن روزى است . و همين گناه تو را بس است ! و شايد تو مال دنيا را به خاطر نعمتها ، خوشيها ، شهوتها و لذّتها جمع مىكنى ! شنيدهايم كه پيامبر خدا ( ص ) فرمود : بدهاى امّتم كسانى هستند كه در نعمت بسر برند و در نعمت رشد كنند ( 3 ) .
يكى از اهل حكمت مىگويد : روز قيامت گروهى بيايند و بپرسند : كو حسنات ما ؟ در پاسخ بگويند : آيا شما در زندگى دنياتان ، از خوشيها خوددارى كرديد ؟ در صورتى كه برخوردار بوده ، و در غفلت به سر مىبرديد ، اكنون از نعمت آخرت به دليل نعمت دنيا محروميد ، پس چه حسرت و مصيبت بزرگى است ! آرى شايد تو مال را براى فخرفروشى و برترىجويى ، و آرايش و افتخار در دنيا جمع كنى ! گويند : هر كس در پى دنيا باشد به خاطر اينكه به رخ ديگران بكشد و فخرفروشى كند ، خدا را ملاقات كند در حالى كه از او خشمگين است ، تو وقتى كه مال و جاهت را به رخ ديگران مىكشى از خشم خدا باكى ندارى ، و شايد ، در دنيا بودن براى تو محبوبتر از رفتن به جوار رحمت حق است ، تو از ديدار خدا ناراضى ، خداوند هم از ديدن تو ناراضىتر است و تو در غفلتى ! شايد تو به خاطر از
مجموعه ورام ( آداب و اخلاق در اسلام ) ( فارسى ) — صفحة 334
مساهمون: ورام بن أبي فراس المالكي الاشتري
ص٣٣٤