واى بر تو اى كسى كه به ثروت عبد الرحمن عوف با حيلهء شيطان ، گول خوردهاى ، و چه كسى به تو گفته است كه مال عبد الرحمن شايسته و خوب بوده است ؟ ! مىگويند : وقتى كه عبد الرّحمن از دنيا رفت ، گروهى از اصحاب پيامبر خدا گفتند : ما به خاطر ارثيهاى كه عبد الرّحمن از خود به جا گذاشت در بارهء او خائفيم ! كعب گفت : چرا خائفيد در صورتى كه او از راه حلال به دست آورد و در راه حلال صرف كرد و از خود ارثيه حلال به جا گذاشت ! اين سخن به گوش ابو ذر - خدايش بيامرزد - رسيد ، با حالت خشم از خانه - به قصد ديدار كعب - بيرون رفت ، استخوان شكستهء شترى پيدا كرد و آن را به دست گرفت و به جستجوى كعب رفت . به كعب گفتند : ابو ذر در پى تو است ، كعب وقتى كه شنيد ، فرار كرد و خودش را به عثمان رساند ، وقتى كه وارد بر عثمان شد ، از ترس پشت سر عثمان نشسته بود ، كه ابو ذر رسيد ، فرمود : هى يهودى زاده ، تو گمان كردهاى كه مالى كه عبد الرحمن به جا گذاشته است ، اشكالى ندارد ! در صورتى كه رسول خدا ( ص ) به احد مىرفت و من در خدمت آن بزرگوار بودم ، فرمود : اى ابو ذر ! عرض كردم :
لبيك يا رسول اللَّه ، فرمود : آنها كه در دنيا زياد دارند در آخرت كم دارند ، مگر كسانى كه از راست ، چپ ، جلو ، عقب ، چنين و چنان گويند ، كه آنان بسيار اندكند ، آنگاه فرمود : ابو ذر ! عرض كردم : آرى يا رسول الله ( ص ) پدر و مادرم فدايت . فرمود : من چقدر مسرورم كه به مقدار احد مال داشتم ، همه را در راه خدا انفاق مىكردم و بعد مىمردم ، و روز مردنم حتّى دو قيراط از آنها را به جا نمىگذاشتم ! سپس فرمود : اى ابو ذر تو زياد را خواهانى و من اندك را ( 2 ) ! اين بود خواست پيامبر ( ص ) . آن وقت تو يهودى زاده مىگويى ، باكى ندارد ، عبد الرّحمن آنچه از مال دنيا بجا گذاشته است ! دروغ مىگويى و هر كس به تو اين حرف را آموخته است او نيز دروغگو است . و كعب كلمهاى در جواب او نگفت ، تا ابو ذر رفت ! و هر وقت تصوّر كردى كه به دست آوردن مال حلال بهتر و بالاتر از رها
مجموعه ورام ( آداب و اخلاق در اسلام ) ( فارسى ) — صفحة 332
مساهمون: ورام بن أبي فراس المالكي الاشتري
ص٣٣٢