تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه ورام ( آداب و اخلاق در اسلام ) ( فارسى ) — صفحة 333

مساهمون:

ص٣٣٣
كردن آن است ، به پيامبر اسلام و ديگر پيامبران ، خرده گرفته‌اى و آنان را بر كم‌علاقگى به پارسايى نسبت داده‌اى . و هر گاه گمان كنى كه جمع آورى مال حلال بهتر از ترك آن است . اين تصور تو ، به آن معناست كه پيامبر خدا ( ص ) خير امّت را نمىخواسته ، چون پيامبر آنها را از جمع آورى مال نهى كرده است ، در اين صورت سوگند به خدا تو ، بر رسول خدا دروغ بسته‌اى ، زيرا آن گرامى دلسوز امت بوده و بر آنها مهربان و علاقمند بوده است . گويند گروهى از اصحاب پيامبر ( ص ) بودند ، كه در حال خوشى سپاسگزار ، و در ناخوشى ، شكيبا و در هنگام رفاه ، حمد و سپاس خدا را مىگفتند و براى خداوند خاشع بودند و از جاه‌طلبى و مال دوستى پرهيز مىكردند ، از دنيا جز به مقدارى كه روا بود ، برخوردار نبودند . و به لقمه‌اى از آن راضى بودند ، و در دنيا اميدوار بودند ، و بر ناگواريهاى آن بردبار ، و تلخيهاى آن را همواره مىچشيدند و از نعمتها و خوشى آن كناره مىگرفتند . نقل كرده‌اند كه بعضى از آنها چنان بودند كه وقتى دنيا به آنها رو آور بود ، افسرده مىشدند و مىگفتند گناهى است كه مجازات آن به زودى خواهد رسيد . اما وقتى كه فقر به آنها رو مىآورد ، خوشحال مىشدند و مىگفتند مرحبا به شعار شايستگان ! گفته شده است كه اگر بعضى از آنها مىديدند از مال دنيا چيزى در خانه دارند ، افسرده و غمگين مىشدند ، وقتى چيزى نبود ، خوشحال و شادمان بودند ، به آنها مىگفتند : مردم وقتى كه چيزى ندارند ، غمگين ، اما وقتى كه چيزى دارند خوشحالند ، شما چرا اين طور نيستيد ؟ جواب مىدادند : وقتى كه ما نزد خانواده چيزى مىبينيم ، ناراحت مىشويم ، زيرا به آل محمّد ( ص ) اقتدا نكرده‌ايم . گويند ، وقتى كه راه خوشى به روى آنها باز مىشد ، ناراحت شده و دورى مىكردند ، و مىگفتند : ما را به دنيا چه كار ! و آن را نمىخواستند ، بطورى كه گويى از آن مىترسيدند ، و وقتى كه گرفتارى به آنها رو مىآورد خوشحال شده و