تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه ورام ( آداب و اخلاق در اسلام ) ( فارسى ) — صفحة 217

مساهمون:

ص٢١٧
گفت : آرى . گفت : آيا گفته‌اند كه تو از آتش بيرون هم مىشوى ؟ گفت : نه . گفت : پس چطور مىخندى ؟ ( 22 ) يكى از بزرگان ديد گروهى روز عيد فطر مىخندند ، گفت : اگر اينان از آمرزيدگانند ، اين كار ، كار سپاسگزاران نيست و اگر آمرزيده نيستند ، اين عمل ، عمل كسانى نيست كه از عذاب خدا بيمناكند ! يكى از بزرگان پيوسته مىگفت : آيا مىخندى در حالى كه ممكن است كفن تو از دست گازر ، و پارچه‌باف در آمده باشد ! ابن عباس - خدايش راضى باد - گفته است ؛ هر كس گناهى را مرتكب شود ، و بخندد وارد جهنم خواهد شد در حالى كه مىگريد . يكى از بزرگان مىگويد : هر گاه كسى را ديدى بخاطر بهشت مىگريد ، آيا از گريهء او تعجب نمىكنى ؟ گفتند : چرا . گفت : آن كه در دنيا مىخندد ، در صورتى كه مىداند سرانجام كارش چيست ، تعجب بيشترى دارد ، و نكوهيده‌تر از آن كسى است كه غرق خنديدن است . و پسنديده آن است كه لبخندى كه دندانها ديده شود ، بدون صدا باشد ، خندهء پيامبر خدا و امامان ( ع ) چنين بوده است . يكى از بزرگان مىگويد : پسرم با شخص بزرگ شوخى نكن ، كه كينهء تو را بر دل مىگيرد ، و با آدم پست ، نيز شوخى نكن ، كه نسبت به تو جرأت پيدا مىكند . ديگرى مىگويد : از خدا بترسيد ، و از شوخى دورى كنيد ، زيرا كه شوخى باعث دشمنى است و زشتى به بار مىآورد ، با قرآن صحبت كنيد و همنشين او باشيد ، و اگر بر شما سنگين بود ، سخن نيكو بگوييد . و ديگرى مىگويد : آيا مىدانيد چرا شوخى را شوخى گفته‌اند ؟ براى اين كه باعث انحراف از حق است ، و اگر كسى بگويد ؛ كه از پيامبر ( ص ) شوخى نقل كرده‌اند ، پس چطور ممنوع است ؟ پاسخ اين است كه اگر تو توانايى