تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه ورام ( آداب و اخلاق در اسلام ) ( فارسى ) — صفحة 218

مساهمون:

ص٢١٨
پيامبر را داشتى مانعى نداشت . - پيامبر ( ص ) شوخى مىكرد و جز حق ، چيزى نمىگفت ، و هيچ دلى را نمىآزرد ، و هيچ گاه ، كم و زيادى در شوخى نمىكرد - پس اشكالى بر تو نيست ، امّا اشتباه بزرگ آن است كه انسان شوخى را پيشه كند و همواره بر اين روش ادامه دهد و تند روى كند . پيامبر خدا ( ص ) زياد تبسّم مىكرد ، و از جمله شوخيهاى آن بزرگوار آن است كه نقل كرده‌اند : پيرزنى نزد پيامبر ( ص ) آمد ، پيامبر ( ص ) فرمود : هيچ پيرزنى وارد بهشت نمىشود ، آن زن شروع به گريه كرد . پيامبر ( ص ) فرمود : تو آن روز پير نيستى ، خداى متعال فرموده است : « ما آنان را بگونه‌اى آفريديم ، و ايشان را باكره قرار داديم . » ( 23 ) از زيد بن اسلم روايت كرده‌اند ، كه زنى به نام ايمن نزد رسول خدا ( ص ) آمد ، عرض كرد : همسرم شما را مىطلبد . فرمود : شوهر شما كيست ؟ آيا همان مردى است كه چشمش سفيدى دارد ؟ عرض كرد : نه به خدا قسم چشمش سفيدى ندارد . پيامبر ( ص ) فرمود : آرى در چشمش سفيدى هست . باز عرض كرد : نه به خدا سوگند ، پيامبر ( ص ) فرمود : هيچ كسى نيست كه در چشمش سفيدى نباشد . ( 24 ) مقصود پيامبر ( ص ) از سفيدى ، سفيدى داخل چشم است كه دور حدقه را فرا گرفته است . علقمه از ابو سلمه نقل كرده است كه پيامبر خدا ( ص ) ، زبانش را براى حسن و حسين ( ع ) از دهان مباركش بيرون مىآورد ، كودكى ، زبان آن حضرت را ديد ، خنديد ، عينية بن بدر فزارى ، گفت به خدا سوگند پسرم تا وقتى كه يك مرد بزرگى شد و ريش درآورد ، من او را هرگز نبوسيدم ، پيامبر خدا ( ص ) فرمود : هر كس دل رحم نباشد ، مورد لطف خدا قرار نمىگيرد . ( 25 ) بيشتر شوخيهاى پيامبر ( ص ) را در مورد كودكان و زنان نقل كرده‌اند ، از آنرو كه پيامبر خدا ( ص ) به جبران ضعف قلب آنان شوخى مىكرده است ، نه آن