تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه ورام ( آداب و اخلاق در اسلام ) ( فارسى ) — صفحة 167

مساهمون:

ص١٦٧
يكى از بزرگان به قدرى گريست كه نزديك بود چشمانش را از دست بدهد ، پزشك به وى گفت : تو را معالجه مىكنم به شرط آنكه گريه نكنى ! او در جواب گفت : هر گاه چشمى نگريد چه خيرى دارد ؟ يكى از بزرگان مىگويد : اگر مردم اندازهء رحمت و گذشت خدا را بدانند ، چشمانشان روشن گردد ، و اگر مقدار كيفر ، و شدّت مجازات الهى را بدانند ، هيچ گاه اشك چشمشان قطع نگردد . يكى از بزرگان يك سال تمام ، شب و روز گريه مىكرد ، به حدّى كه پلكهاى چشمش فرو افتاد ، پسرش به وى گفت : اگر آتش دوزخ را براى تو آفريده بودند ، بيش از اين كارى از تو برنمىآمد ، پدر گفت : و آيا جز اين است كه آتش دوزخ را براى من و امثال من آفريده‌اند ؟ خردمندترين مردم ، نيكوكارى است كه خوف خدا را در دل دارد ، و نادانترين مردم ، بدكارى است كه از عذاب خدا آسوده است . يكى از بزرگان مىگويد : خدا ترس ، آن نيست كه بگريد و چشمانش را پاك كند ، بلكه خدا ترس ، آن است كه از آن چه باعث ترس اوست خوددارى كند مبادا كه خداوند او را بدان وسيله عذاب كند . امير المؤمنين ( ع ) فرمود : غمهايى را كه بر شما وارد مىشود ، با اراده قوى و كمال ايمان و يقين از خود دور سازيد ! ( 103 ) پيامبر ( ص ) فرمود : « چشمان بنده‌اى از ترس خدا غرق در اشك نشده است مگر اينكه بدن او را بر آتش جهنم حرام كرده است . پس اگر اشكش بر گونه‌اش جارى گشت ، تنگناى معيشت و ذلّت و خوارى او را نگيرد ، و هيچ عملى نيست مگر اينكه وزن و اجر معيّنى دارد جز اشك چشم كه باعث خاموش كردن درياهايى از آتش است . » ( 104 ) امير المؤمنين ( ع ) فرمود : « فخر و سرفرازى خود را بگزار ، و كبر و گردنفرازيت را رها كن و متواضع باش ، و به ياد خانه قبرت باش . » ( 105 )