فرزدق شنيد كه ابا برده مىگويد : چگونه من افتخار نكنم در حالى كه پسر يكى از دو داورم ! فرزدق گفت : يكى از آنها نادان و ديگرى تبهكار است پس پسر هر كدام مىخواهى باش ! همين قدر در نكوهش شخصى در بارهء خود بس كه در حضور همهء مردم ، خود را مذمّت كند . ( 106 ) از بزرگمهر پرسيدند : آيا نعمتى را سراغ دارى كه به صاحبش حسد نبرند ؟
گفت : آرى ، نعمت تواضع ، سؤال شد : آيا گرفتارى و بلايى را سراغ دارى كه كسى به گرفتار آن بلا رحم نكند ؟ گفت : آرى ، بلاى خودخواهى .
حسن بصرى همواره مىگفت : همه چيز وابسته به قضا و قدر الهى است جز گناهان .
امير المؤمنين على ( ع ) در وصف دنيا مىفرمايد : « چگونه خانهاى را توصيف كنم كه آغازش رنج و انجامش نيستى و فناست ، در حلال آن حساب ، و در حرامش كيفر و عقاب است ، هر كه تندرست بود در امان است و هر كه بيمار باشد پشيمان مىشود . » و قول آن حضرت در بارهء دنيا : « اى كسى كه دنيا را نكوهش مىكنى كه گرفتار و فريفتهء نيرنگ او هستى ، چه وقت تو را نكوهش كرده است ؟ و يا كى تو را فريب داده است ؟ آيا به خوابگاه پدرانت در خاك و يا خانههاى مادرانت كه در آنجا پوسيدهاند ؟ چه بسيار با دستهاى خود كمك كردى ؟ و چه بسيار با دستانت معالجه كردى ؟ براى آنان بهبودى طلبيدى ، از اطباء فايده داروها را براى ايشان جستى ؟ و دنيا آنها را سرمشق تو قرار داد و هلاك شدن آنان را هلاك شدن تو قرار داد . » ( 107 ) حسن بصرى مكرر مىگفت : اى فرزند آدم ! آزمندانه به جمع آورى مال دنيا پرداختى ، به سختى پايبند دنيا شدى ! بدقّت در ظرفى نهادى و دهانهء آن را محكم بستى ، خوارى و ذلّت را بر جان خود خريدى ، لباس نرم بر تن كردى تا
مجموعه ورام ( آداب و اخلاق در اسلام ) ( فارسى ) — صفحة 168
مساهمون: ورام بن أبي فراس المالكي الاشتري
ص١٦٨