تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه ورام ( آداب و اخلاق در اسلام ) ( فارسى ) — صفحة 166

مساهمون:

ص١٦٦
غمگين باش كه گويى همهء مردم را كشته‌اى ! يكى از بزرگان مىگويد : من از مؤمن غمگين‌تر سراغ ندارم ، در گرفتارى زندگى شريك مردم ، امّا در كار آخرتش تنهاست . موقعى كه خداوند ابراهيم را خليل خود ، گرفت ، در دل او ترس خود را چنان قرار داد كه ضربان قلبش را از دور مىشنيدند . همان طورى كه صداى پر پرنده را در هوا مىشنوند . براستى كه ترس از خدا مقدم بر اميدوار بودن است ، زيرا خداوند بهشت و جهنّم را آفريده است ، و هرگز كسى وارد بهشت نمىشود ، مگر اين كه از روى جهنّم گذر كند . حضرت عيسى ( ع ) مىگويد : تو كه نمىدانى مرگ چه وقت تو را فرا مىگيرد ، پس چرا پيش از فرا رسيدن ناگهانى آمادهء مرگ نمىشوى ! گويند : گريه دو نوع است : يكى گريهء دل و يكى گريهء چشم ، گريهء دل ، گريستن بر گناهان است و اين نوع گريه مفيد است و اما گريه به چشم به اين ترتيب است كه شخصى را مىبينى چشمانش گريان است اما دلش چون سنگ سخت است ، خداى تعالى مىفرمايد : به عزّت و جلالم ، و به بخشش و گستردگى رحمتم سوگند ، چشم بنده‌اى در دنيا از ترس من گريان نمىشود ، مگر اينكه در آخرت خندهء او را افزون سازم . يكى از بزرگان مىگويد : اگر آن قدر از خوف خدا بگريم تا اشگهايم بر گونه‌ام روان شود ، برايم محبوبتر از آن است كه كوهى از طلا را صدقه دهم . ديگرى مىگويد : خورشيد از خوف خداى تعالى مىگريد ، پس اگر شما نتوانستيد گريه كنيد ، حالت گريه به خود بگيريد ، زيرا هيچ چيز خشم خدا را - جز استغفار ، گريه و دعا - برنمىگرداند . روزى حسن ( 102 ) شروع به صحبت كرد ، به حدّى كه تمام حاضران مجلس گريستند ، آنگاه گفت : آيا ناله و زارى مانند نالهء زنان بدون اراده ، براستى برادران يوسف شامگاه نزد پدرشان در حال گريه بازگشتند !