تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه ورام ( آداب و اخلاق در اسلام ) ( فارسى ) — صفحة 170

مساهمون:

ص١٧٠
روزى حسن جنازه‌اى را ديد كه نوحه‌سرايانى به همراه جنازه بودند ، مردى به او گفت : اى ابو سعيد ، آيا اين مرد را نمىبينى كه مىخواهد دوباره به دنيا برگردد ؟ حسن در جواب آن مرد گفت : هر چند كه تو همه چيز را زشت مىبينى ، امّا يك خوبى را فراموش كردى كه هر چه زودتر به جانب دينت بشتابى ! نزد وى سخن از دنيا رفت ، گفت : رؤياهايى در خواب و يا چون سايه‌اى نابودشدنى است ، براستى كه عاقل گول همچون دنيا را نمىخورد ! ( 109 ) و همو جنازه‌اى را ديد و گفت : براستى كسى كه پايان كارش اين است ، سزاوار است كه پارسا باشد ، و كارى كه سرانجامش چنين است ، شايسته است كه از آن دورى كنند . گويد : پيامبر خدا ( ص ) بهنگام نزول اين آيه مباركه قرآنى : « خذ العفو و أمر بالعرف و اعرض عن الجاهلين » فرمود : يعنى : با خويشاوندانى كه با تو قطع رحم كرده‌اند ، صلهء رحم كنى ، و بر آن كه تو را محروم كرده است ، بخشش كنى ، و از كسى كه به تو ستم روا داشته است بگذرى . ( 110 ) و آن بزرگوار فرمود : « من برانگيخته شدم تا نيكىهاى اخلاقى را به كمال و تمام برسانم . » ( 111 ) و نيز آن گرامى فرمود : « سنگين‌ترين چيزى كه در ميزان گذاشته مىشود ، خلق نيكو است . » ( 112 ) مردى حضور پيامبر خدا ( ص ) شرفياب شد ، عرض كرد : يا رسول الله ! دين چيست ؟ فرمود : خلق نيكو . دوباره از طرف راست آمد ، پرسيد : دين چيست ؟ فرمود : خلق نيكو . و باز از طرف چپ آمد ، عرض كرد : دين چيست ؟ فرمود : حسن خلق . آنگاه از پشت سر آمد ، عرض كرد : دين چيست ؟ باز هم فرمود : خلق نيكو . پيامبر ( ص ) نگاهى به آن مرد كرد و فرمود : آيا دين را در نيافته‌اى ، دين آن است كه خشمگين نشوى ! ( 113 )
مجموعه ورام ( آداب و اخلاق در اسلام ) ( فارسى ) — صفحة 170 | ورام بن أبي فراس المالكي الاشتري / محمد رضا عطائى