يا در دل دشتى از اين دشتها نماز را به پا مىدارد ، و زكات مىدهد ، و پروردگار را عبادت مىكند ، تا به مرحلهء يقين برسد . » ( 97 ) عايشه بهنگام مرگ ، جزع و بىتابى مىكرد ، از علّت آن پرسيدند ، جواب داد : روز جمل به صورت عقدهاى راه گلويم را گرفته است ! پيامبر ( ص ) فرمود : « نابودى و پايان دنيا در نزد خداوند سهلتر از ريختن خون مسلمان است . » ( 98 ) نيز پيامبر ( ص ) فرمود : « براى فريبكار روز قيامت پرچمى نصب مىشود و به او گفته مىشود : اين است فريبكارى فلانى ! » ( 99 ) پيامبر ( ص ) بر مردى گذشت كه غذايى را مىفروخت ، از او پرسيد :
چگونه مىفروشى ؟ او پيامبر را مطلع ساخت ، پس خداوند وحى كرد تا دست مباركش را داخل آن ظرف غذا كند ، پس آن حضرت دست خود را داخل ظرف كرد ، ناگاه آميخته به آب بود ، آنگاه پيامبر ( ص ) فرمود : از ما نيست كسى كه در معامله غش زند ! ( 100 ) مردى به عمرو بن عبيد گفت : اسوارى همواره تو را ياد مىكند و مىگويد :
او گمراه است ، عمرو گفت : به خدا قسم تو نه حق همنشينى او را رعايت كردى ، در اين كه سخنش را براى من نقل كردى و نه حق مرا رعايت كردى ، در اينكه از برادرم چيزى را كه باعث ناراحتى من شد به من نقل كردى ، زيرا مرگ همهء ما را فرا مىگيرد ، و در رستاخيز همه حاضر مىشويم ، و در قيامت همه جمع مىشويم و خداوند بين ما حكم مىكند ، هر كس ، از كسى سخن چينى كند ، از تو نيز نزد ديگران سخن چينى خواهد كرد .
سخن چينى از مردى نزد اسكندر سخن چينى كرد ، اسكندر گفت : ما يلى كه اين حرفها را از تو ، و آنچه را هم او در بارهء تو گفته است بپذيرم ؟ آن مرد گفت : نه . اسكندر گفت : پس از شرّ و بدخواهى خود دست بردار ، تا او نيز دست بردارد !
مجموعه ورام ( آداب و اخلاق در اسلام ) ( فارسى ) — صفحة 164
مساهمون: ورام بن أبي فراس المالكي الاشتري
ص١٦٤