خدايند مادامى كه قاريانشان نزد فرمانروايان چاپلوسى نكردند و عالمانشان با تبهكاران سازش نكنند ، كه خوبانشان ، به بدان متمايل نشوند ، و هر گاه چنين باشند ، خداوند لطف خود را از آنان سلب مىكند ، و بعد ستمگران بر آنها مسلّط مىگردند ، و بدترين ستم را بر آنها روا مىدارند و پس از آن ، بيچارگى و تهى دستى را برايشان مقرّر مىكند . » ( 95 ) هر گاه قارى قرآنى را ديدى كه به دربار شاه پناه مىبرد ، بدان كه او دزد است ، و مبادا فريب بخورى ! او مىگويد : قصدش رفع ظلم و دفاع از مظلوم است ، و اين خود فريب شيطان است كه از آن دامى ساخته و خواندن قرآن را نردبانى براى هدف شوم خود قرار داده است ! حضرت عيسى ( ع ) مىگويد : مثل علما سوء مانند تخته سنگى است كه بر دهانه نهرى قرار داده باشند ، نه خود آب مىنوشد و نه مىگذارد تا آب به زراعت برسد .
مأمون از حاضران در مجلس راجع به منافقان ، ليلة العقبه پرسيد ، جوابهاى مختلفى دادند ، در آن ميان احمد بن ابى داود وارد شد ، و آنها را يكى يكى با نام ، كنيه و نسبشان برشمرد ، مأمون گفت : هر گاه مردم بخواهند مجلس با فضيلتى داشته باشند با مثل احمد بن داود ، همنشين شوند .
هر كس از آنچه ترسناك است [ عذاب آخرت ] آگاه باشد ، دورى كردنش از آنچه نهى شده [ محرمات الهى ] آسان خواهد بود .
امام صادق ( ع ) مىفرمايد : « بر عالم لازم است كه موقع تعليم درشتى نكند ، و اگر ديگران چيزى به او آموختند ننگ نداشته باشد . » ( 96 ) پيامبر ( ص ) فرمود : « از بهترين زندگيها زندگى آن مردى است كه لجام مركبش در راه خدا به دست گرفته ، روى زمين محكمى مىرود . هر گاه صداى سهمگين دشمن را مىشنود ، به جانب او مىشتابد ، به قصد كشتن وى ، در حالى كه احتمال مرگ خود را نيز مىدهد ، و يا آن مردى كه در قلّه كوهى ، از اين قلهها و
مجموعه ورام ( آداب و اخلاق در اسلام ) ( فارسى ) — صفحة 163
مساهمون: ورام بن أبي فراس المالكي الاشتري
ص١٦٣