كه امام در آن وضو ساخته و در كنار حوض آن به نماز ايستادهاند و همچنين قدمگاه نيشابور در 24 كيلومترى آن شهر ، يادگارهاى مستند و مستدل حضور امام رضا عليه السّلام در اين شهر است . بايد توجه داشت كه نيشابور در آن زمان از شهرهاى آباد و بزرگ خراسان به شمار آمده ، ابرشهر ناميده مىشد ؛ لذا بعيد است كه مكان فعلى قدمگاه نيشابور كه اينك در جادهء نيشابور به مشهد واقع شده است ، آن زمان در خود شهر نيشابور يا حومهء آن بوده باشد . امام رضا عليه السّلام پس از نيشابور به طوس ، و احتمالا دهسرخ و كوه سنگى سفر كردهاند كه داستانهاى مشهور ميان مردم آنها خود گوياى حضور امام در اين مناطق است . در دهسرخ ، امام براى دستيابى به آب جهت وضو زمين را به دست خويش اندكى حفر مىكنند ، سپس چشمهاى مىجوشد كه تاكنون موجود است . در كوهسنگى ، امام بركت سنگهاى اين ناحيه را كه از آن ديگها و ظروف سنگى مىتراشيدند طلب مىكنند كه تا امروز نيز همچنان اين شغل در آن منطقه پابرجاست .
به هر حال استقبال گرم مردم نيشابور از امام سبب مىشود كه مأمون به حبس ايشان در « سرخس » دستور دهد تا شايد از اين طريق ، تماس اين بزرگوار با مردم را غير ممكن كند .
« سرخس » آخرين شهر پيش از مرو يا مقصد حركت است .
امام رضا عليه السّلام در شهر مرو با وجود سلطهء آشكار مأمون مورد استقبال مردم آن شهر قرار مىگيرند و در همين شهر است كه با زهركين خاندان بنى عباس به شهادت مىرسند .
تحليل فرياد توحيد امام از تريبون نيشابور
با نگاهى به گذشته ، حضور فريادگر ، بيدارساز و حركتآفرين امام و استراتژى چالش برانگيز رهبرى شيعه با خلافت غصب را نظارهگريم .
استراتژى امام رضا عليه السّلام كه شيوهاى كاملا تازه و بسيار هوشمندانه و آموزنده است ، از نيشابور آغاز مىشود . بعد از نهضت جانگداز عاشورا و ريخته شدن آن خونهاى پاك ، فرياد مظلومانهء تشيع رو به خاموشى گراييده ، ديگر هيچكس قدرت بزرگداشت ياد و خاطرهء « اهل بيت » را پيدا نمىكند مگر در اعماق خانهها ؛ نمونهء آن عصر ننگين رضا خان است كه هيچكس جرأت عزادارى علنى را نداشت مگر آنان كه عاشقانه در زواياى خانهها با ياد و نام حسين عليه السّلام اشك مىريختند . به فرمودهء امام خمينى ( ره ) : « آن ملعون