طغرا و انشاء را نيز به وى تفويض فرمود .
خداوند لباسهاى بزرگوارى را برو پوشاند . اين لباسها درست بقد او بودند نه دراز بودند و نه كوتاه . كيا مجير الدوله ابو الفتح على بن حسين اردستانى نايب مجد الملك بود سپس نويسنده نامهها شد . او يگانه روزگار و بىنظير بود . مردى بود كه با آنكه همواره ساكت بود خوش اخلاق و صاحب دستگاه و ثابتقدم شناخته شده بود . تاج الملك با وجههاى كه نزد سلطان داشت اوضاع كشور را تغيير داد . زيرا سلطان حرف او را بسمع قبول مىشنيد و ازين جهت ترتيبى را كه نظام الملك براى اداره كشور داده بود دگرگون كرد . از دل سلطان محبت نظام الملك و اثر گفتار او را محو كرد . آثار دل - تنگى و آزردگى از نظام الملك در سلطان پيدا شد . همانطور كه آب صاف سرّ خود يعنى سنگريزهها را آشكار مىكند چينهاى پيشانى سلطان نيز از نيتهاى پنهانش در حق نظام الملك گفتگو مىكرد . با همه اينها هرچقدر تاج الملك به سلطان نزديك مىشد به وزير هم اظهار تقرب و نزديكى مىكرد .
او را به افراط احترام مىكرد زيرا از سرانجام شوم عميد الدوله و سيد الرؤسا كه با نظام الملك مخالفت كردند و سقوط نمودند عبرت گرفته بود . تاج الملك به اين نزديكى به سلطان گول نخورد ولى دام حيله و مكر چيد و در باطن سلطان سوءظن نسبت به نظام الملك پديد آورد . تاج الملك مجد الملك مستوفى را احترام مىكرد و نزد سلطان از او تمجيد مىنمود . سديد الملك ابو المعالى مفضل بن عبد الرزاق بن عمر عارض لشگر بود . تاج الملك او را نيز به خود نزديك كرد و از دارودسته خود ساخت . با اين دو بر اموال و شهرها مسلط شد و با آنان اتفاق و اتحاد كرد كه با نظام الملك مخالفت كنند و عقيده سلطان را نسبت به وى تغير دهند . آنها مىخواستند اين رشته محكم را پاره كنند و اين كوه باعظمت را ريشهكن سازند . نظام الملك در اين وقت پيرمردى بود كه سنش بالا رفته
تاريخ سلسله سلجوقى ( زبدة النصره ونخبة العصره ) ( فارسى ) — صفحة 71
مساهمون: فتح بن على بندارى اصفهانى
ص٧١