تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ سلسله سلجوقى ( زبدة النصره ونخبة العصره ) ( فارسى ) — صفحة 53

مساهمون:

ص٥٣
سال عميد الدوله ابو منصور فرزند وزير با خلعت‌هاى خليفه به جانب آلب - ارسلان متوجه نشابور شد . او وكيل شده بود كه براى مقتدى دختر آلب - ارسلان را كه خاتون سفريه نام داشت نكاح كند . درين مسافرت ماه صفر بر روى بخت وكيل آشكارا بدرخشيد . چون به نشابور برسيد بزرگان از وى استقبال كردند و در منزلى شايسته فرودش آوردند و شايسته پذيرائى شد . در بهترين اوقات كه ساعتى مبارك بود دختر سلطان را براى مقتدى عقد كرد . روزى نيكو بود و شاهزادگان گوهرها نثار كردند . هنگامى كه عميد الدوله ببغداد بازگشت از اصفهان عبور كرد و ملكشاه فرزند آلب ارسلان را ملاقات كرد و از وى محبت و بخشش ديد . او نيز خلعت‌هاى خليفه را به ملكشاه بخشيد و ملكشاه آنها را بپوشيد و قواعد ملك و اساس پايان كار را محكم كرد . ملكشاه از شيراز باز مىگشت و بسوى پدر رهسپر بود . به كشور وارد شد درحالى كه كشور تشنه ديدار او بود . عميد الدوله در هيجدهم ماه ذى حجه چون راهنمائى راهبر به بغداد وارد شد .

بيان وفات آلب ارسلان در سال 465

در اول اين سال آلب ارسلان با شوكت تمام با سپاهى افزون از دويست هزار نفر آهنگ شهرهاى تركستان كرد . به همان سادگى كه نويسنده بر صحيفه كاغذ سطرى مىنويسد بر رودخانه جيحون پل بربست و مدت يك ماه سپاه وى ازين پل مىگذشت . آلب ارسلان كه طالعى بلند و اقبالى آشكار داشت مىخواست كه با شمس الملك تكين بن طفقاج نبرد كند . روز ششم ماه ربيع الاول صبح كرد . در كمال بزرگوارى و عظمت با سرورى تمام بر تخت سرورى نشسته بود . دوستان از بخشش وى و دشمنان