تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ سلسله سلجوقى ( زبدة النصره ونخبة العصره ) ( فارسى ) — صفحة 56

مساهمون:

ص٥٦

بيان جلوس سلطان جلال الدوله ابو الفتح ملكشاه بن آلب ارسلان بر تخت

مؤلف گفت : هنگامى كه آلب ارسلان نزديك گور پدر در مرو دفن گرديد فرزند وى اياز در بلخ ماند و ملكشاه با سپاهيان بازگشت نمود . قاورد از استماع مرگ برادر خود آلب ارسلان به قصد تصاحب تاج و تخت آهنگ رى كرد . ملكشاه بر وى پيشدستى كرد و به رى وارد شد و از رى با اطمينان به قصد روبرو شدن با قاورد و تنبيه او بيرون آمد . در چهارم ماه شعبان نزديكى همدان دو سپاه مقابل يكديگر شدند . سپاه ملكشاه به حكومت قاورد مايل بودند . دو سپاه چون دو درياى پرجوش و خروش درهم ريختند . قاورد به ميمنه سپاه ملكشاه حمله كرد و ميمنه او را شكافته و درهم ريخت . اميران همراه ملكشاه يعنى شرف الدوله مسلم بن قريش و بهاء الدوله منصور بن دبيس و ياران عرب و كرد ميمنه سپاه قاورد را شكافتند و صفها را از هم پاشيدند . شكست عموى ملكشاه لشگريان ملكشاه را كه گريخته بودند خشمناك ساخت و گفتند اندوهى كه به ما رسيد ازين جماعت كرد و عرب بود به سراپرده اعراب ريختند و به يغماى اسباب و اساس پرداختند . درين ميان مردى دهاتى حضور ملكشاه رسيد و گفت كه عمويش قاورد دور از ياران و لشگريان در دهى نزديك تنهاست . ملكشاه برفت و او را بند كرد و فرمان خشم خود را امضاء كرد و به گوهر آئين امر كرد تا قاورد را خفه كنند . غلامى ارمنى و يك چشم قاورد را كه آه و ناله مىكرد خفه كرد . مؤلف گفت : ملكشاه پادشاه شد و نسبت به امراى خود شكيبائى