تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ سلسله سلجوقى ( زبدة النصره ونخبة العصره ) ( فارسى ) — صفحة 50

مساهمون:

ص٥٠
سالم نماندند . پادشاه روم اسير شده و بزنجير كشيده گرديد : او بىيار و ياور اسير شد . اسلاميان هزاران رومى را كشتند و بسى از روميانرا به غلامى گرفتند . زمين را از نجاست وجود كفار پاك كردند و با جثه‌هاى پليد آنان زمين را فرش كردند . گودالها از تودهء اجساد كشتگان تپه‌ها شد و صحراهاى بىآب و علف از نيزه‌هاى شكسته چون بيشه‌ها گرديد . مؤلف گفت : همراه سپاه روم سه هزار گاو باربر بود . اين گاوها منجنيق‌ها را مىكشيدند . بزرگترين منجنيق‌ها و سنگين‌ترين آنها منجنيقى هشت شاخه بود كه صد گاو آن را با كمك هزار و دويست نفر مرد مىكشيدند . اين منجنيق سنگى مىانداخت كه به وزن اخلاطى يك قنطار سنگين بود . درست چون كوهى بود كه در هوا پرواز مىكرد . مؤلف گفت : كشتن و اسارت به روميان رسيد و اموال آنان در صحرا افتاده بود و كسى به آنها توجه نمىكرد . قيمت بنده و چهار پا بنازلترين قيمتها رسيد همچنين اسباب و اسلحه تا آنجا كه 12 كلاه خود به 6 / 1 دينار فروخته مىشد و سه زره يك دينار قيمت داشت . از مطالب شگفتى كه حكايت گرديده اينست كه در اسير كردن پادشاه روم اتفاق افتاده ، بدين شرح كه : سعد الدوله گوهر آئين را غلامى بود كه او را به نظام الملك هديه كرد . نظام الملك غلام را به سعد الدوله برگرداند و توجهى به او نكرد . سعد الدوله نظام الملك را در قبول غلام ترغيب كرد . نظام الملك گفت : شايد اين غلام پادشاه روم را اسير كند و بسوى ما آورد . اين جمله را نظام الملك از روى ريشخند گفته بود زيرا غلام را به ظاهر بىاندام و نالايق ديده بود . اتفاقا در روز جنگ اسارت پادشاه روم بدست همين غلام عملى شد و صدق گفتار نظام الملك ظاهر گرديد . سلطان غلام را خلعت كرد و به وى گفت هرچه مىخواهى از من بخواه كه ترا خواهم داد . غلام درخواست