تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ سلسله سلجوقى ( زبدة النصره ونخبة العصره ) ( فارسى ) — صفحة 49

مساهمون:

ص٤٩
از زيادى غبار و گرد بلرزه درآمدند . آتش پيكار شعله‌ور شد . پهلوانان چون كبوترانيكه در اطراف لانه از آشيانه دفاع مىكنند به مدافعه برخاستند . چكاچاك شمشيرها برخاست . آواز برخورد شمشير و رقص نيزه‌ها بلند شد سواران به جولان درآمدند . كوسها به صدا درآمد . سرها از بدنها جدا مىشدند . جوانمردان حمله مىكردند و دو لشكر بالا و پائين مىشد تا هنگام ظهر دررسيد . نزديك بود با اتمام جنگ دين خدا نابود شود . آواز خطيبان از پله‌ها و چوبهاى منبرها برخاست و نيت كسانى كه نماز جمعه مىگزاردند و به اخلاص مجاهدان اسلام را دعا مىكردند به حقيقت پيوست . آلب ارسلان از اسب پياده شد و از روى احتياط تنگ اسب و زين و لگام آن را محكم كرد سپس بر اسب سوار شد با دل محكم سپاه خود را به چهار دسته تقسيم كرد و هر دسته را به كمين كردن در كمين‌گاهى مأمور ساخت . سلطان خود در پناه روح الامين حركت كرد . چون دانست كه كمين‌كردگان آماده‌اند دلش فتح و نصرت به وى نويد مىداد . پس مانند آزادگان گرماى جنگ را استقبال كرد و طعم نيزه و شمشير را در كام جان شيرين گرفت . پادشاه روم با سپاهش حمله كرد و چون سيلى كه جاى اقامت طلبد از بالا به پائين سرازير شد . گوئى شبى بود كه بروز حمله مىكند . سپاه اسلام در مقابل رومى نخست ثابت ماند سپس از جا بجهيد و بدون ترس به حركت آمد . روميان به كمينگاه كشيده شدند تا آنجا كه كمينگاه در پشت سر آنان قرار گرفت و مرگ با آنان روياروى شد . كمين‌نشستگان از پس روميان درآمدند و از مقابل جنگجويان حمله كردند . شمشير آتشبار بر فرقهاى روميان فرود مىآمد و شكست در آنان افتاد . روميان شكستى يافتند كه درستى نداشت . طائفه‌اى صبر نكردند و گريختند ، دسته‌اى هم پاى ثبات افشردند ولى كشته شدند . ازين هزاران رومى جز چند نفر نجات نيافت . از دشمنان اسلام جز چند نفر معدود