سوختگان در آن گرفت . گفته شد كه چشمزخمى كه به مسجد رسيد به واليان مصر مربوط بود ( فاطميان ) . سپس خداوند اين بلا را با لطف خود خاموش كرد .
و گفت سوزش بس است . به حقيقت پيوست آيت قرآن در پايان كار كه فرموده است
قُلْنا يا نارُ كُونِي بَرْداً وَ سَلاماً
( گفتيم اى آتش خنك و بىزيان شو ) .
مؤلف گفت : در سال 462 سگ رومى با سپاهيانش حمله كرد و بر كسانى كه در شهر منبج بودند سخت گرفت . شهر را غارت . ملكه شهر را به كنيزى گرفت و به قسطنطنيه بازگشت در حالى كه آثارى بد بجا گذاشته بود و اسلام خونهاى بناحق ريخته را ازو طلبكار بود . در همين سال نظام الملك دختر خود را به عميد الدوله ابو منصور محمد بن فخر الدوله بن جهير وزير تزويج كرد . دامادى نظام الملك بهترين پشتيبان عميد الدوله گرديد . عميد الدوله برسالت خليفه به رى رفته بود . با احترام و شكوه استقبال گرديد و كار دامادى براى او تمام شد . در ماه رجب درحالى كه رسولان محمد بن ابى هاشم را همراه داشت به بغداد رسيد . اين رسولان را ابو هاشم بسوى سلطان فرستاده بود و تعهد كرده بود كه در مكه كه خداوند مأمونش داراد بنام سلطان خطبه كند . خليفه در دار الخلافه عميد - الدوله را خلعت كرد و وى در لباسهاى خلعتى با تبختر و احترام حركت كرد . رسيدگى به اخبار رسيده و گزارش آنها و سرپرستى اقطاعات به عهده عميد الدوله واگذار شد . فرمانى به انشاء ابن موصلايا بر وى خوانده شد كه بموجب آن عميد الدوله به درآمد و محصول اقطاعات مسئول باشد و ازين رو بر مسند سرورى جاى گرفت . درين سال تاج الملوك هزار اسب - ابن بنگير بن عياض هنگامى كه از درگاه سلطان آلب ارسلان باز مىگشت