بر قلم تقدير رفته بود خبر درگذشت ابو يعلى نيز بيامد .
در سال 461 خليفه وزارت خود را به ابو الحسن بن عبد الرحيم واگذار كرد . مردم نادان بشوريدند و گفتند ما طاقت نداريم كه از ستم اين شخص در آتش جهنم وارد گرديم . اين وزير همان كسى است كه بساسيرى را به بغداد آورد و آنهمه حوادث و جنايت ايجاد كرد . خاتون همسر خليفه گفت او مال مرا يغما كرد . پس قبل از آنكه وزير را از كار بر كنار كنند خود كنار رفت و پيش از شهرت در گمنامى افتاد . خليفه همواره مىانديشيد كه چه كسى را به وزارت برگزيند قضا را نور الدوله با وى در كار ابن جهير نامه نوشت و گفت كه وى بهترين وزير و نيكوترين مددكار و پشتيبان است . خليفه ببازگشت وى به وزارت پاسخ داد . در دوازدهم ماه صفر ابن - جهير وارد شد و خليفه براى ديدار وى در طالار تاج نشست .
درين دفعه وزارت ابن جهير ابو الفضل صردر او را با قصيدهاى مدح گفت مطلع قصيده چنين است : « تحقيقا حق به جايگاه خود بازگشت تو تنها در ميان خلايق به وزارت شايسته هستى » ابن جهير و دو فرزندش سوار شدند و تمام محلههاى قسمت غربى بغداد را طى كردند . مردم ساكن در محله كرخ كيسههاى درهم و دينارها را به پاى وزير ريختند . فرمان وزارت از جانب خليفه به قلم ابن موصلايا صادر شد . كارها براى وى روبراه شد .
مؤلف گفت : در نيمه ماه شعبان اين سال مسجد جامع شهر دمشق آتش گرفت و اسلام درين مصيبت عزادار شد . آتش به محراب مسجد رسيد و زبانه آن قبله مسجد را شعلهور كرد .
نزديك بود كه قلب خانه محترم خدا در مكه بدين حادثه محترق شود . گوئى جهنم خود را در پناه مسجد كشيد و دامن مسجد را چسبيد كه از آتش آن مسجد افروخته گرديد . دريغا سجدهگاهى كه آتش نفسهاى
تاريخ سلسله سلجوقى ( زبدة النصره ونخبة العصره ) ( فارسى ) — صفحة 42
مساهمون: فتح بن على بندارى اصفهانى
ص٤٢