شيعه بود درگذشت . طوسى همان كسى است كه تفسير بر قرآن ( تفسير تبيان ) نوشته و مشكلهاى فرقه شيعه را آسان كرده است .
در جمادى الاولى از اين سال زلزلهاى در فلسطين رخ داد كه خانهها را ويران ساخت و مردم را نابود كرد . درين سال متصدى ديوان زمام ابو نصر محمد بن احمد كه به ابن جميله معروف بود وفات يافت . ابو الفضل صردر شاعر ، قصيدهاى در رثاى او گفت . از ابيات قصيده اين ابيات است :
« اگر براى شرم آبى باشد تنها اين صورت ابر اين آب است . * اندوه دارم بر درگذشت مردى كه مانند شمشير درخشان كارى بود .
چگونه سنگها غلاف اين شمشير شد او ذخيرهاى گرانبها بود كه ممكن بود به وى دستبرد بزنند ازينرو زمين خزينه و نگهدارندهاش گرديد . »
مؤلف گفت : ابو القاسم بن فخر الدوله بن جهير متصدى ديوان زمام گرديد و به لقب عميد الرؤسا ملقب شد و خلعت اين منصب را بپوشيد . ابو الفضل صردر با قصيدهاى او را مدح گفت . مطلع قصيده اين است :
« سياهىهاى چشم را صبحها اشك و شبها بيدارى فرامىگيرد . ميان اين دو حال چقدر مىتوانند دوام بياورند . »
در دوازدهم ماه رجب ابو العباس خوافى كه عميد بود با جاه و جلال پسنديده به بغداد وارد شد . فخر الدوله بن جهير وزير خليفه در شب مهرگان در ماه ذىقعده به فرمان خليفه با شهادت قاضى ابو عبد اللّه دامغانى از وزارت معاف شد . فخر الدوله به خدمت نور الدوله دبيس كه در فلوجه اقامت داشت رفت . نور الدوله وى را پناه داد و به جاى او نيكوئى كرد . نزديك بود كه وزارت به ابى يعلى پدر وزير ابو شجاع كه نويسنده هزار اسب بن بنگير بود قرار بگيرد . به او نامه نوشته شد و به وزارت دعوت گرديد . خبر بيمارى او همان روز رفتن ابن جهير دررسيد و روزيكه ابن جهير به فلوجه رسيد همانطور كه