لباس ديگرى در خزينه مىآورد . در دوازدهم ماه صفر به بغداد رسيد و به درگاه نوبى ( دار الخلافه ) حاضر شد . خليفه او را پذيرفت و همين پذيرائى بشارت طالع بلند وى گرديد . به حضور خليفه رسيد و تعظيم كرد . نسخهاى از قرآن بزرگ و قطعهاى لعل بدخشى كه در دستمال بود تقديم خليفه كرد . نامه سلطان را كه در كيسهء سياهرنگى بود برساند . دوستان را شاد و دشمنانرا غمگين ساخت .
مؤلف گفت : شرف الملك نايبان نظام الملك وزير را ديد كه به كار ساختن مدرسه نظاميه شروع كردهاند . توانائى خود را در پيروى از نظام الملك در كار خير غنيمت شمرد و بر گور ابو حنيفه كه خدايش بيامرزاد در محله باب الطاق مزارى ساخت . نيز براى پيروان وى مدرسهاى بنا كرد .
بر قامت معلم مدرسه پيراهن اجر و مزد خود را بپوشاند .
مؤلف گفت : شريف ابو جعفر بياضى بر درگاه ساختمان اين دو بيت را بنوشت :
« آيا نديدهاى ؟ كه اين دانش فقه پراكنده بود و خوابيده درين آرامگاه ( ابو حنيفه ) آن را جمع كرد . همينطور اين زمين زمينى بياض و مرده بود . بخشش عميد ابو سعد ( شرف الملك ) بار ديگر آن را زنده كرد . »
مؤلف گفت : ارسلان خاتون همسر خليفه در اول جمادى الاولى از سال 459 به بغداد رسيد . فخر الدوله وزير فرسنگها از وى استقبال كرد .
سپيدهدم افتخار او ظاهر شد و كوه پابرجاى وقارش آشكار گرديد . نزديك برخورد با وى تخته روان همسر خليفه باحترام وزير بايستاد وزير هم در سوارى همسر خليفه را تعظيم كرد . همسر خليفه احترام وزير را بپذيرفت و به وى توجه كرد سپس بر خانه وارد شد و خلوت كرد .
تاريخ سلسله سلجوقى ( زبدة النصره ونخبة العصره ) ( فارسى ) — صفحة 39
مساهمون: فتح بن على بندارى اصفهانى
ص٣٩