طرز تصرف قلعه براى فتح قلاع ديگر سرمشق شد البته پس از آنكه درين كار دماغها به خاك ماليده شد و در بيرون و درون قلعه هزارها نفر كشته گرديدند .
پس حوادث و وقايعى پيش آمد سپس آشتى واقع شد . پس از شب تاريك جنگ ، صبح نورانى آشتى چهره نمود .
خوارزمشاه صندوقهاى گوهرى را كه در مرو از خزينه برگرفته بود سر به مهر به سنجر برگرداند و با اين كار سلامت نفس خود را ثابت كرد .
خوارزمشاه سوار شد و مقابل سنجر در طرف شرقى جيحون بايستاد درحالى كه در دريا و خشكى كشتى پر و سپاه گسترده شده داشت . در جائى كه ديده مىشد خوارزمشاه از اسب پياده شد و زمين را بوسه زد و سنت واجب را قبول كرد و خاكسارى بنمود . سنجر با خشنودى از وى در حالى كه تقدير به فتح او داورى كرده بود به خراسان بازگشت . همواره كار سنجر در رواج بود و پارچه سلطنتش از زيبائى حاشيه داشت تا آنكه خداوند به پراكندگى جمعيت او و بريدن ريسمان انتظام كشورش اراده كرد . خداوند عزت از سنجر بازگرفت و طايفهء غز را برو مسلط كرد . قواعد دولت گسسته شد . شدت حملهها به سستى گرائيد . روزگار عزت به سر آمد و كار تمام شد .
بيان حادثه غز در سال 548
مؤلف كه خدايش بيامرزاد گفت : غز طايفهاى از تركمان بودند كه براى ستم فال مىزدند . در حمايت و عهده امير قماج بودند و خراج خود را براى وى مىبردند . اميران طايفه غز قرغود و طوطى بگ به درگاه سلطان خدمت مىكردند و تقديمى مىدادند . همواره وساطت آنها در كارها مورد قبول بود و نامههاشان به درگاه مىرسيد . امير قماج گناهى بر آنان بست كه هرچه مىخواستند خود را تبرئه كنند قبول نشد . در پائين