تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ سلسله سلجوقى ( زبدة النصره ونخبة العصره ) ( فارسى ) — صفحة 336

مساهمون:

ص٣٣٦
خداى بزرگ فتنه بازگشت آنها را جلوگيرى مىكند . شرح بدى اين جماعت به تمام و كمال ممكن نيست . نمىتوان زيانهاى آنانرا بر اسلام و گناهانى كه مرتكب شدند بيان كرد مگر در مجلدهاى ضخيم ولى ما بر سبيل اجمال و خلاصه اشاره كرديم . در هر حال سپاس و ستايش درخور خداست .

بازگشت به گفتار

بيان نشاط سنجر پس از فتور و سلامت او پس از شكست

مؤلف گفت : هنگام روبرو شدن و پيكار سنجر با كافر خطائى خوارزمشاه آتسز بن محمد بن نوشتكين از مشغول بودن او فرصت پيدا كرد و فرصت را غنيمت شمرد و به مرو رفت و به زور وارد شهر شد . بزرگان اهالى مرو را بكشت و با آتش ستم ساكنان اطراف شهر را در آتش كشيد . بر تخت سنجر نشست و فرمان صادر كرد و امر و نهى نمود پس از خزينه سنجرى صندوقهاى گوهرها را جابه‌جا كرد . چون سنجر از پيكار بازگشت خوارزمشاه دانست كه تقدير با تدبير وى مساعد نيست پس به خوارزم بازگشت و يقين كرد كه با اين ناشايست خود را در كام بلا افكند . سنجر به پايتخت خود وارد شد و كوشش به كار برد و سپاهيانى فراهم كرد و متوجه خوارزم گرديد . به قلعه هزار اسب رسيد و قلعه را در حصار گرفت و اطاقهاى آن را سنگباران كرد . قلعه خندقى ژرف و پهن داشت كه لبريز از آب بود . سنجر اراده كرد كه از آن خندق بگذرد . ديوار قلعه را ميان اميران خود تقسيم كرد و آنان هم آن را خراب كردند . به فشار و زور قلعه تصرف شد .