تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ سلسله سلجوقى ( زبدة النصره ونخبة العصره ) ( فارسى ) — صفحة 332

مساهمون:

ص٣٣٢
دولت درين روزگار سنقر عزيزى و يرنقش هريوه و قزل و مانند آنها بودند . قديم‌ترين اميران سنجر قماج و على چترى بودند . آراء و عقايد اميران مختلف شد و هركس از آنان به راه خود مىرفت و به زيان ديگران اقدام مىنمود . اولين اشتباه و ضعف سلطان سنجر شكست خوردن از كافر خطائى بود كه سرچشمه سلطنت او را گل‌آلود كرد .

بيان علت شكست سنجر در جنگ با خطائيان

مؤلف گفت : طايفه‌هاى قرلق در اطراف سمرقند مقيم بودند . اموال آن‌ها زياد شد و گله‌هاى اسب و گوسفندانشان پراكنده گرديد و اتباع و اصحابشان نمو كرد به‌طورى زياد شد و به قدرت افزودند كه هراس در دلها افكندند . اميران سنجر سلطان را متوجه تنبيه و جلوگيرى آنها نمودند . اگر اين طوايف را به حال خود رها مىكردند به شايستگى و رستگارى كه از آنان انتظار داشتند ادامه مىدادند ولى بدون جهتى موجه به آزار آنان پرداختند و بر آنان سخت گرفتند تا آنجا كه خوبيهاى اين طوايف به بدى گرائيد . در دزدى زنها و فرزندان اين قوم زياده‌روى كردند . رسولانى به حضور سلطان سنجر فرستادند و حاضر شدند پنجهزار شتر و پنجهزار اسب و پنجاه هزار سر گوسفند تقديم سلطان كنند تا از سلطان قول و تعهد بگيرند كه در حمايت و ذمه قوى شاهانه باشند و نسبت به خودشان و زنهاشان و فرزندانشان امنيت داشته باشند و كسى متعرض آنها نشود . چون تقديمى آنان قبول نگرديد و محافظت آنان حاصل نشد غيرت آنانرا وادار كرد كه از تحمل ظلم پرهيز كنند . بزرگانشان از نظر