تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ سلسله سلجوقى ( زبدة النصره ونخبة العصره ) ( فارسى ) — صفحة 331

مساهمون:

ص٣٣١
« براى چون من كسى زشت است كه بگويند به مال مائل شد و يا به مال نگاه كرد و يا فكر مال در دل او گذشت . لباسهاى اطلس را كه براى من نگاه داشتى ميان اميران تقسيم كن و اشياء و موجودى خزينه را به آنان بنما و بگو سنجر مىگويد اينها را براى شما ذخيره كرده‌ام . اينها را جمع كردم كه در كوبيدن دشمن شما و فراهم آمدن شما پخش كنم . » ظهير الدين گفت اين فرمانرا اجراء كردم . اميران خوشحال و مسرور گرديدند و سنجر را سپاس گفتند . سنجر به خزينه‌اش وارد نمىشد و نگاه به آن نمىكرد و خيال آن به خاطرش نمىگذشت و از بخشش و بزرگى به نائبان خود حسن‌ظن داشت و به نويسندگان فرمان‌خامه را تسليم مىكرد و اينان را بر ديگر اصحاب ترجيح مىداد . سنجر مىگفت : « دنيا گذرنده است آنان را رها كن با ما بچرند و آنچه از نعمتها ما را فراگرفته آنها را نيز فراگيرد . » جواهر سنجر در طبل‌هائى كه به مهر وى مختوم بود و محفوظ نگهدارى مىشد . اگر چيزى از جواهر مىخواست فرمان به آوردن مىداد مهرها و قفلها را مىشكست و از جعبه‌ها بر مىگرفت پس آن را مهر كرده به خزينه بازگشت مىداد .

بيان علت خرابى كشور سنجر و بريدن رشته انتظام آن

مؤلف گفت : چون مدت زندگى سنجر امتداد يافت و عمرش به درازا كشيد اميران بر وى چيره شدند و در مقابل او گردنكشى مىكردند . كوچك حق بزرگ را تحقير مىكرد و بزرگ از كوچك عقب مىماند . حسد و حقد ميان اميران جاى مساعدت و هم‌پيمانى نشست . بزرگان