گفته شد با فرستادن و پيام به توفيق در مرام طمعى نيست . اگر مىخواهيد كارى خوب كنيد سپاهيان را بفرستيد و خود بازگرديد حالا اگر شما بازگرديد مردم مىدانند كه از آنچه كردهايد پشيمان هستيد . از نقاط دور مطالب نامهها را مىشنويم و واسطهها را قبول خواهيم كرد .
سلطان و سپاهيان از قبول خليفه مأيوس شدند و بار ديگر به فتنه دست زدند و در لجه سركشى و نافرمانى به افراط غوطهور شدند اصرار ورزيدند . آبادىها را خراب كردند . پرده شكوه و حشمت اينان نزد اهل بغداد پاره شد . بغداديان به هر راه و رسمى كوشيدند كه به مهاجمان چيره شوند .
آنان را در فشار گذاشتند و بناگاه مورد حمله قرارشان مىدادند و سر راه بر آنها مىگرفتند و راهشان را مىزدند و به انواع وسائل ترس و رعب در دل مسافران مهاجم ايجاد مىكردند .
از موصل كلك ( نوعى قايق ) هائى آذوقه براى سپاه سلطانى مىآورد . بغداديان در دجله به استقبال كلكها رفتند و آنها را گرفتند . سپاه سلطانى در رها كردن كلكها عاجز شد . اهل موصل بعد ازين حادثه از فرستادن كلكها به علت نرسيدن به مقصد خوددارى كردند .
ابن هبيره وزير خليفه از وقتى كه سلطان محمد به محاصره بغداد پرداخت باب نامهنويسى را با اتابك شمس الدين ايلدگز باز كرد و او را به حركت در همراهى شاهزادگان ملكشاه يا ارسلانشاه به همدان تحريك كرد . خبر به مهاجران رسيد كه ملكشاه بر شهرهاى آنان هجوم برده و بر اموال كهنه و نو آنها چيره گرديده است . اقطاعات را به اشخاص واگذار كرده و غلات را صاحب شده و محصول املاك را برده است . در بازوى قوى سپاه اين خبر سستى افكند و دل افراد را متزلزل ساخت . از طرف ديگر هوا به گرمى ايستاد و مثل اينكه از دريا و صحرا شعله برمىخاست . خواجگان و
تاريخ سلسله سلجوقى ( زبدة النصره ونخبة العصره ) ( فارسى ) — صفحة 303
مساهمون: فتح بن على بندارى اصفهانى
ص٣٠٣