تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ سلسله سلجوقى ( زبدة النصره ونخبة العصره ) ( فارسى ) — صفحة 301

مساهمون:

ص٣٠١
خليفه درين شب فرمان داد كه امير حسن و برادرش را بر دكل زورق بدار كشند . باقىماندگان بر حصار يا بر دار بودند و يا كشته شده آويخته گرديده بودند . خداوند براى خليفه خود هر در بسته را گشود كه موجب خوشحالى دوستان و خوارى دشمنانش شد . پس از آنكه تجاوز مهاجمان توسعه يافته بود پشيمان شدند . چون محاصره دراز كشيد و پيروزى مدت يافت خليفه از گرانى اجناس ترسيد و ازين‌رو در انبارها را گشود و منحصرا سپاهيان را مشمول بخشش قرار داد و خرما و غله ميان آنها تقسيم و پخش كرد . سپاهيان بخشيده خليفه را گرفتند و چون به قيمت آنها براى مخارج يوميه نيازمند بودند آن اجناس را در بازار ريختند و به دينار نقد فروختند . با اين‌كار آتش افروخته قيمتها كه در تزايد بود خاموش گرديد . قيمت اجناس خوراكى زياد نشد و ضروريات زندگى كمياب نگرديد . در ماه صفر سال 552 كاروان حاجيان برسيد و خانه خليفه را در محاصره ديدند درحالىكه همت‌هاى خروج‌كنندگان منحصرا مخالفت و توهين به خليفه بود . حاجيان به لشكرگاه سلطان فرود آمدند پس به شهر - هاى خود متغرق شدند و به قرارگاه اصلى خود رهسپار گرديدند . حاجيان بغدادى با حيله و زحمت به منزل و آبشخور خود وارد شدند . در شهر بغداد درين هنگام جمعيتى بازرگان بودند كه مىخواستند و دوست داشتند كه با حاجيان هم‌سفر شوند . اينان مىگفتند زمانى كه شهر را تصرف كنند كالاها و سرمايه ما را غارت مىكنند و امانتهاى ما را بيرون مىآورند . سپس در عمارت تاج حاضر گرديدند و داد و فرياد زياد راه انداختند و مىخواستند از تنگنائى كه داشتند بيرون شوند . وزير به بازرگانان گفت : امير المؤمنين مىگويد : شما در حرم