تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ سلسله سلجوقى ( زبدة النصره ونخبة العصره ) ( فارسى ) — صفحة 302

مساهمون:

ص٣٠٢
بخشش من هستيد و در امان من آسوده‌ايد . من پيشواى شما هستم . كارى كه پيش آمده محصول يك حادثه و مصيبت است . مالهاى شما در شهر محفوظ است و با توجه ما در ضمانت ما سالم مانده اگر از شهر بيرون برويد به دست خود مال خود را در معرض حادثه و بلاها قرار مىدهيد . پس از مسافرت از خطر محفوظ نخواهيد بود بلكه متعرض شما خواهند شد . ازين‌رو شكيبائى پيشه كنيد زيرا پايان شكيبائى پسنديده است . خداوند ما را در مقابل حوادث به عنايت خود نگهدارنده است و دندان عفريت حوادث را كند خواهد كرد . بازرگانان بقدرى فرياد كردند كه ملالت آوردند . آنان را ملامت كردند ولى نپذيرفتند . به افكار سست و آرزوهاى درهم خود رجوع كردند . به جاى آن‌كه به خرد رجوع كنند و به حكم خرد به درگاه خلافت شوند كالاهاى خود را در خانه سلطان جا دادند . با اين همه فتنه و شر در مقابل مسافران مهاجم همدان اقدامى نكردند . سپس چند روز نگذشت كه حوادثى به بازرگانان وارد شد و تمام كالاى آنان به يغما رفت و آن ثروت‌مندان فقير گرديدند . اين يك رسم خدائيست در ثروت‌مندان هنگامى كه نادان و گمراه شوند از عنايت خداوند محروم مىگردند . اگر خدا به‌خواهد ما به زودى سبب اين حادثه را بيان خواهيم كرد . اما سپاه مهاجم . سلطان صلاح ديد كه به حضور خليفه نامه‌اى مشعر بر طلب مهربانى و پوزش و درخواست بخشايش به‌نويسد . از دانشمندان صدر الدين محمد بن عبد اللطيف خجندى و شمس الدين احمد شاه غزنوى در صحبت سلطان بودند . سلطان اين دو دانشمند را جدا جدا به رسالت در خدمت خليفه فرستاد ولى رفتن براى آنان ممكن نشد .