گرديد . با اين وضع جنگ در نرخ اجناس تأثير نكرد و جز گوشت از خوراكىها حتى نمك نيز كمياب نشد . آرزوى فتح نزديك شده بود زيرا زيانزدگى دشمن دليل سود است .
سپاه سلطان محمد بر طرف دجله بر خندق خانه عميد نزديك قمريه دو منجنيق بزرگ نصب كرده بودند و مىخواستند كه منجنيقى ديگر بر مقابل عمارت تاج بر كاروانسرائى كه سرخك بنا كرده بگذارند و اگر چنين مىشد دردى مشكل و بىدوا بود . پس خليفه شبانه مردانى را معين كرد كه پايههاى آن را ويران كردند . خرابى اين بنيان سحرگاهان چون غرشهاى تندر مضطربكننده و زلزلهآور بود .
كشتىهائى كه در دجله حركت مىكردند تيراندازان چرخچى و شيشههاى نفط و نفطاندازان را حمل مىكردند و سپاه سلطان را آزار مىرساندند و نداى ناتوانى آنان را درمىدادند . كشتىها و ساكنان آن با كشتن مهاجمان گرامى شدند . روح عزت و احترام مهاجمان را ترك گفت .
آنان تعداد كمى از كشتىها در اختيار داشتند و آنچه داشتند ملاحان آنها را به سخره و بيگار گرفته بودند و صاحبان آنها زيانزده گرديدند مهاجمان خود اطمينان نمىكردند كه درين كشتىها سوار شوند . متحير ماندند و به رايزنى پرداختند .
بدر بن مظفر بن حماد صاحب غراف كه آشكارا با خليفه مخالف بود به آنان گفت . من كشتىهاى جنگى براى شما تهيه مىكنم و از شهر واسط و بطائح از دور و نزديك كشتىها و كرجىها و زورقها خواهم آورد و شما را بىنياز خواهم كرد . پس وى را سپاس گفتند و برفت . اينان در انتظار او ماندند تا با كشتىهاى كوچك و بزرگ و ملاحها و مردم برسيد . عبور از دجله و ورود به شهر براى اينان غيرممكن شد زيرا خليفه مردانى را در كشتىها در مقابل قرار داده بود كه با آتش سوخته و نابودشان مىكردند .
تاريخ سلسله سلجوقى ( زبدة النصره ونخبة العصره ) ( فارسى ) — صفحة 299
مساهمون: فتح بن على بندارى اصفهانى
ص٢٩٩